پیام سازمان چریكهای فدایی خلق ایران

به مناسبت سی و نهمین سالگرد رستاخیز  سیاهكل

و در همبستگی با قیام مردم ایران

 

آن که می گفت حرکت مرد در این وادی خاموش و سیاه، برود شرم کند.

 

در سی و نهمین سالگرد رستاخیز سیاهکل، در سی و یکمین سالگرد انقلاب بهمن و در شرایطی که جنبش اجنماعی مردم ایران و قیام رنگین کمان بیشماران در 8 ماه گذشته عمق و وسعت کم نظیری یافته است، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران به همه زنان و مردانی که طی ماههای گذشته با خیزشهای حماسی، پایه های استبداد مذهبی و سلطنت مطلقه خامنه ای را به لرزه درآورده اند و با فریاد مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر خامنه ای اقتدار ولی فقیه را به سخره گرفته اند درود می فرستد. جنبش اجتماعی و قیامهای چند ماه گذشته برخلاف دیدگاه سازشکاران و فرصت طلبان که با کلی گوییهای فضل فروشانه، کانون هر تغییر و تحولی را در درون نظام ولایت فقیه جستجو می کردند و ظرفیت انفجاری جامعه را با عوامفریبی و یا خودفریبی به هیچ می گرفتند، نشان داد که نه جمهوری اسلامی ظرفیت تحول پذیری از درون خود را دارد و نه مردم ایران به لاف و گزافهای کسانی که از سرحقارت و یا به علت نادانی به درونمایه اساسی جامعه توجه ندارند، اهمیت می دهند.

واقعیت این است که ولایت خامنه ای پس از سرکوب خیزش دانشجویان و جوانان در 18 تیر سال 1378 و پس از تحمیل یک کوتوله سیاسی در سال 1384 به رقبای خود، به این توهم دامن می زد که رژیم حاکم، جاودانه به سریر قدرت تکیه زده و هیچ نیرویی نمی تواند برای به زیر کشیدنش از مرکب جهل و جنایت قیام کند. این لاف پر گزاف و این ادعاهای سخیف با جنبش بیشماران و فداکاریهای زنان و مردان ایران زمین به یکباره رنگ باخت. خیزش رنگین کمان مردم ایران در مقابل چشم جهانیان واقعیت جامعه ایران را به وضوح نشان داد.   

 

ما یاد و خاطره زنان و مردانی که در پیکارهای پرشکوه و حماسی ماههای گذشته در مبارزه خیابانی، در زیر شکنجه جلادان و یا در پای چوبه های اعدام به شهادت رسیدند را گرامی می داریم و به مقاومت خانواده های شهدا و زندانیان سیاسی درود می فرستیم. این چوبه های دار در گوشه و کنار میهن ما و این دستگیریهای گسترده و شلاق و شکنجه و کهریزک ها نشان دهنده ترس و وحشت رژیم از  قیام مردم ایران است.

در شرایطی که كارگران، مزدبگیران، ‏معلمان، دانشجویان، زنان و جوانان كشور ما با قیامهای حماسی خود اصل ولایت فقیه به مثابه محور رژیم و اساس استبداد دینی را هدف قرار داده‌اند و هزاران کارگر، دانشجو و روشنفکر ایرانی به خاطر مبارزه برای آزادی در زندان و تحت شکنجه های وحشیانه قرار دارند، خواست آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی به یک خواست مبرم تبدیل شده و در این مسیر خانواده و مادران شهدا و زندانیان سیاسی با مبارزه شجاعانه خود نقش مهمی به عهده گرفته اند. ما ضمن حمایت از تلاش مادران خواستار اقدام عاجل بين المللي براي آزادي تمامي زندانيان سياسي و عقيدتي، و الغاي مجازاتهاي وحشيانه سنگسار، قصاص، قطع اعضاي بدن و اعدام هستيم.

 

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در آغاز چهلمین سال حیات خود به تمامى زنان و مردان ایران ‏زمین كه براى آزادى، دموكراسى، عدالت و نابودى تبعیض جنسى، مذهبى و ملى، صلح و پیشرفت و جدایى دین از ‏دولت مبارزه مى كنند درود مى فرستد.

 

ما از خواست كارگران، مزدبگيران و كاركنان شركتهاي دولتي و خصوصي  برای حق اعتصاب و حق ایجاد تشكلهای مستقل كارگری حمایت و همبستگی خود را با مبارزه كارگران و مزدبگیران ایران اعلام می كنیم.‏ ما از تمامی تشکلها، اتحادیه ها و نهادهای کارگری در سراسر جهان می خواهیم که از حقوق کارگران و مزدبگیران ایران حمایت و پشتیبانی کنند.

 

ما از مبارزه زنان ایران برای لغو تبعیض جنسی و از مبارزه ملیتهای ساکن ایران برای رفع تبعیض ملی و از مبارزه اقلیتهای مذهبی برای لغو تبعیض مذهبی حمایت و پشتیبانی می کنیم.

 

ما خواستار آن هستیم که حقوق زنان و مردان ساکن در شهر اشرف بی‌درنگ از جانب دولت عراق به رسمیت شناخته شود. در مبارزه برای تثبیت حقوق مجاهدان شهر اشرف ما در کنار همه ی تلاشگران و فعالان حقوق بشر قرار داریم.

 

39 سال پیش در شامگاه روز 19 بهمن 1349 یك دسته پارتیزانی به فرماندهی فدایی شهید رفیق علی اکبر صفایی فراهانی با حمله جسورانه به پاسگاه ژاندارمری شهرک سیاهكل در استان گیلان مشعل آزادیخواهی را برافروخت. از آن روز جنبش پیشتاز فدایی و جنبش نوین کمونیستی ایران پایه گذاری شد که تا قیام بهمن سال 1357 چون آذرخش در شب تیره و تار دیکتاتوری سلطنتی درخشید. جنبش پیشتاز فدایی طی هفت سال فعالیت مداوم و زیر شدید ترین ضربات و پیگردهای پلیسی، شگفت انگیزترین حماسه ها را در جنبش آزادیبخش مردم ایران به ثبت رساند.

دیکتاتوری شاه در واکنش به این اقدام که قدرت مطلقه اش را زیر سوال برده بود و برای مردم پیام مقاومت و ایستادگی و غلبه بر ضعف مطلق داشت، با بسیج نیروهای ویژه نظامی از زمین و هوا به سرکوب گسترده دست زد و در جریان نبردهایی که تا اوایل اسفند 1349 جریان داشت رفقا مهدی اسحاقی و محمد رحیم سمایی را به شهادت رساند و بقیه اعضای دسته پارتیزانی را اسیر نمود.

در 26 اسفند همان سال رفقا غفور حسن پور اصیل، علی اکبر صفایی فراهانی، احمد فرهودی، جلیل انفرادی، محمدعلی محدث قندچی، ناصر سیف دلیل صفایی، هادی بنده خدا لنگرودی، شعاع الدین مشیدی، اسکندر رحیمی مسچی، محمدهادی فاضلی، عباس دانش بهزادی و هوشنگ نیری در بیدادگاههای نظامی به اعدام محکوم و به جوخه اعدام سپرده شدند.

این واکنش شتابزده، به جای تثبیت جزیره آرامش به کابوس ماندگاری که برای قدر قدرتی دیکتاتوری سلطنتی افق سرنگونی را به تصویر می کشید، تبدیل شد. پس از حماسه سیاهکل بود که در میان آگاهترین و پیشروترین زنان و مردانی که قلبشان برای آزادی و سوسیالیسم می طپید، شور و شوقی گسترده ایجاد شد و نام چریکهای فدایی خلق به عنوان سمبل مبارزه برای رهایی در تاریخ کشور ما به ثبت رسید.

 

بدیهی است که ما در صدد انکار نارسایيها، ضعفها، انحرافها، خطاها و كمبودهای جنبش فدایی در سالهای 1349 تا 1357 نیستیم. تاکید ما بر نقش موثر و مداخله گر چریکهای فدایی خلق در آن زمان به خاطر انتقال تجربه به نیروهای جنبش کمونیستی در شرایط کنونی است.

بیهوده نیست که عافیت جویان و فرصت طلبان و مهمتر از همه دژخیمان و شکنجه گران جمهوری اسلامی با وقاحت و رذالت، مشتی دروغ و بهتان را به جنبش پیشتاز فدایی طی سالهای 1349 تا 1357 نسبت می دهند.

در حقیقت پژواک پیکاری که چریکهای فدایی خلق آن را آغاز کرد، زمزمه‌هاي مأيوسانه را نقش بر آب کرد، بر اندیشه های فرصت طلبان و عافیت جویانی که برای بی عملی خود به هزاران بهانه چرکین و توجیه تئوریک نخ نما شده متوسل می شدند، غلبه کرد و با مبارزه زنان و مردانی که حاضر بودند در راهی سخت گام بردارند چشم انداز آزادی را نه به مثابه یک رویا که به یک واقعیت دست یافتنی تبدیل کرد. این مهمترین درس رستاخیز سیاهکل برای نیروهای جنبش کمونیستی می باشد که هم اکنون در جنبش بیشماران فعالیت می کنند و با پليدترين تبهكاريهای استبداد مذهبی روبرو هستند.

 

ما در بیانیه سال گذشته به مناسبت سالروز حماسه سیاهکل نوشتیم:غلبه بر بحران کنونی در جنبش کمونیستی ایران بدون برخورد علمی با شکلگیری و پبشرفت جنبش پیشتاز فدایی در سالهای قبل از قیام بهمن امکانپذیر نیست. در آن بیانیه با استناد به اراجیف سخیف وزارت اطلاعات در مورد سازمان چریکهای فدایی خلق ایران گفتیم که نهادهای امنیتی رژیم می کوشند تا با انتشار تحلیهای غلط و اطلاعات مخدوش و تقلبی، نسل جوان کشور را که به کمونیسم تمایل پیدا می کنند از آگاهی درست به پیشینه این جنبش باز دارند. نیروهای ارتجاعی و دشمنان آزادی، صلح و سوسیالیسم با عربده جویی مشمئزکننده  و با شیوه های معركه گیران و رمالها دم از نابودی چپ و بی بدیل بودن لیبرالیسم عنان گسیخته جدید می زنند تا نظام دینی حاکم بر کشور ما را بی بدیل جلوه دهند. واقعیت این است که در شرايط حساس و پيچيده پس از قیام بهمن 1357 كه يك رژيم مذهبي با جنبش توده اي به قدرت رسيد، سازمان ما به علت فقدان يك خط مشی درست و در فقدان رهبران هوشيار، صادق و انقلابي و به علت مناسبات ضد دمكراتيك درون تشكيلات که منجر به انشعابهای گوناگون شد، نتوانست نقش يك سازمان پيشرو، جدي و مداخله گر را اجرا كند. این ضعفهای اساسی نه به علت خط مشی سازمان در سالهای پیش از انقلاب بهمن که به علت عدم توانایی در تطابق با شرایط در حال تحول بود. درس آموزی از تجربه گذشته جنبش پیشتاز فدایی و درک شرایط جدید در ایران و در سطح جهان تنها راهی است که می تواند جنبش کمونیستی ایران را در جایگاه واقعی خود قرار دهد. ما با این امید تلاش می کنیم و همه ی مدافعان راه صلح، آزادی و سوسیالیسم را به تلاش برای غلبه بر بحران درون جنبش کمونیستی ایران فرا می خوانیم.

 

ما از تمامي فعالان جنبش كمونيستي ايران كه براي استقلال، آزادي، دموكراسي، صلح، سوسياليسم مبارزه مي كنند و از همه ي پيروان جنبش پيشتاز فدايي دعوت مي كنيم كه براي گسترش و تقويت نقش كمونيستهاي ايران در انقلاب دموكراتيك و ضد استبدادي مردم ايران متحد و متشکل شوند. منشور سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، پیشنهاد ما به همه‌ی کمونیستهای ایران برای اتحاد و همبستگی است.

 

اکنون پس از گذشت 39 سال از حماسه سیاهکل و گذشت 31 سال از قیام بهمن و به قدرت رسیدن استبداد مذهبی، مردم ایران در يكي از حساسترين و بحراني‌ترين لحظات تاريخ خود بسرمی برد. در میان ناباوری فرصت طلبان و مماشاتگران بین المللی، خشم انباشت شده مردم ایران با جرقه اطاق جادوگری تجمیع آرا منفجر شد و از خرداد امسال خیزش نوین مردم صحنه سیاسی جامعه ایران را به خود اختصاص داد.

تلاش کارگزاران خامنه ای در شوراي نگهبان برای رنگ آمیزی قانونی شعبده بازی موسوم به انتخابات در همان چند روز اول شروع قیام رنگ باخت. مردم در روز 13 خرداد، پس از مناظره موسوی-احمدی نژاد به شکاف در درون هرم قدت پی بردند. نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به این شکاف وضوح بیشتری داد و بحران غیرقانونی و یا بحران انقلابی پس از مناظره 13 خرداد کلید خورد.  

روز شنبه 23 خرداد نتایج نمایش انتخاباتی مهر تایید پر رنگی بر تقلبی و مضحک بودن این چشم بندی ناشیانه و بلاهت آمیز زد. اطاق تجمیع آرا، گُماشته زنگار گرفته ولی فقیه را با لاک و روغن 62 درصد آرا به عنوان رییس جمهور اعلام کرد.

هدف اساسی خامنه ای از به کرسی نشاندن احمدی نژاد در یک انتخابات قلابی، تلاش برای حفظ امنیت نظام از طریق راهبرد بی دنده و ترمز در عرصه داخلی و جهانی است.

ولی فقیه نظام پیشبرد این سیاست را با گماردن پاسدار احمدی نژاد به پست ریاست جمهوری در سال 1384 آغاز کرد. آن چه طرفداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی از آن با نام کودتا صحبت می کنند، در حقیقت در سال 1384 و در جریان انتخابات نمایشی برای نهمین دوره ریاست جمهوری رژیم به وقوع پیوسته است.

در حقیقت وجه خاص تصادهایی که منجر به بحران کنونی شده، محصول سیاست ولی فقیه برای یک پایه کردن ولایتش است.

اما این سیاست خامنه ای در شرایط فوران خشم مردمی و بروز انباشت نارضایتی و در شرایط شکاف در بالا به کشتی به گل نشسته تبدیل می شود. بالاییها نمی توانند همچون گذشته حکومت کنند و مردم دیگر نمی خواهند به شکل سابق زندگی کنند و در نتیجه روانشناسی تغییر در مردم شکل می گیرد.

عصر روز 24 خرداد به دستور خامنه ای به کوی دانشگاه تهران حمله می شود و در این یورش وحشیانه تعدادی از دانشجویان به شهادت می رسند. خامنه ای فکر می کرد با این یورش، کانون اصلی جنبش را نشانه گرفته است. اما روز 25 خرداد جنبش اعتراضی با حضور میلیونها تن در سراسر ایران پیام محکمی برای ولی فقیه ارسال می کند. خامنه ای که مست پیروزیهای پس از اشغال عراق شده بود این پیام را جدی تلقی نمی کند و در نماز جمعه روز 29 خرداد با توپ و تشر مردم را مورد توهین و تحقیر قرار می دهد.

روز 30 خرداد قیام بیشماران به ابتکار خود درس مهمی به ولی فقیه می دهد. قیام مردم با انفجار مطالبات و خواسته های سرکوب شده مردم ایران در 30 سال گذشته به راه خود بر محور نفی استبداد مذهبی و برای تحقق آزادی ادامه می دهد.

در بطن خیزشهای حماسی مردم ایران و در مبارزه جنبش رنگین کمان بیشماران مطالبات زیر به عنوان کف خواسته های مردم قرار دارد که باید آنها را در گردهماییها، تظاهرات خیابانی و حرکتهای اعتراضی به طور گسترده مطرح کرد.

 

آزادي بدون حد و مرز بيان و انديشه، آزادي اطلاع رساني و نفي هرگونه سانسور، آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی و لغو شکنجه و اعدام، رفع تمامي اشكال تبعيض جنسیتي از زنان و برابري كامل زن و مرد در تمامي عرصه هاي حيات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و قضايي، برخورداري اقوام و مليتهاي ساكن ايران از حقوق مساوي و بدون تبعيض در همه ي پهنه های دولتی و اجتماعی، لغو هرگونه تبعیض مذهبی، به رسمیت شناخته شدن حق اعتصاب، حق ایجاد تشكلهاي مستقل و حق برخورداري از يك نظام تامين اجتماعي گسترده  برای كارگران، مزدبگيران و كارمندان بخش دولتي و خصوصي و جلوگيري از نابودي طبيعت و حفاظت و بهسازي محيط زيست بر اساس توسعه پایدار.

 

این حداقل خواسته ها تا کنون به شکل شفاف از جانب موسوی و کروبی تایید و به رسمیت شناخته نشده است. گرچه میرحسین موسوی و نزدیکترین مشاوران وی بارها گفته اند و در عمل نیز نشان داده شد که در پشت مردم حرکت می کنند و در موارد بسیار مثل 30 خرداد و 18 تیر و 6 دی(10 محرم، عاشورا) نقش موثری در شکل گیری قیامهای مردمی ندارند اما به ویژه پس از قیام روز عاشورا افراد و جریانهایی تلاش می کنند تا هنوز محدوده و مرز جنبش بیشماران را در جدالهای درون قدرت تعریف کنند. بدیهی است که این تلاش در شرایط  بحران غیرقانونی و با توجه به این که خامنه ای به دنبال سازش و تعامل با رقبایش نیست، فقط به استبداد مذهبی برای سرکوب مردم یاری می رساند.

هدف خامنه ای و گماشتگان وی چیزی کمتر از تسلیم موسوی و کروبی و طرفداران آنها به منظور مهار جنبش مردم نیست.

 

زنان و مردان ایران زمین

كارگران، مزدبگیران، كارمندان، معلمان، دانشجویان، دانش‌آموزان، زنان، جوانان، روشنفكران و نیروهای دمکراتیک و ترقیخواه

 

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در آغاز چهلمین سال حیات خود همچنان بر مبارزه برای تحقق استقلال، آزادی، صلح و سوسیالیسم پافشاری می کند. ما در شرایط کنونی برای سرنگونی رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه و تحقق یک جمهوری مستقل، دمکراتیک و غیر دینی (انقلاب سیاسی دمکراتیک) تلاش می کنیم.

جنبش آزادی خواهانه مردم ایران صحنه سیاسی جامعه ایران را به کلی دگرگون کرده و در مسیر پرشتاب و رو به اعتلای خود با گذشت از نقطه عطف قیام 6 دی(عاشورا) سرنگونی رژیم را به یک امر واقعی و قابل تحقق تبدیل کرده است. در حالی که در توازن قوای کنونی هیچ چشم انداز جدی برای تغییر درونی رژیم و تغییر رفتار آن وجود ندارد، راه حل تغییر دمکراتیک که ما و شورای ملی مقاومت ایران بر آن تاکید كرده و در راه آن مبارزه می کنیم یعنی تغییر از طریق مردم ایران و نیروهای مقاومت روز به روز دست بالا پیدا می کند. ‏واقعیت این است که تحقق آزادی و حاکمیت ملی و دست یابی مردم ایران به دموکراسی و عدالت و پیشرفت تنها از طریق چنین راه حلی میسر است.

 

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران قیام مردمی و استفاده از تمامی اشکال مبارزه را حق مسلم مردم ایران می داند و از این رو  كارگران، مزدبگیران، كارمندان، معلمان، دانشجویان، دانش‌آموزان، زنان، جوانان، روشنفكران و نیروهای ترقیخواه  ایران را به اتحاد و مبارزه برای ایجاد جبهه همبستگی نیروهای جمهوریخواه به منظور سرنگونی رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه و ‏ایجاد یك جمهوری لائیک، دموكراتیك و مستقل فرا می‌خواند.

گرچه بهترین و موثرترین شکل برای هماهنگی سیاسی جنبش، جبهه همبستگی است، با این حال در گذار از وضعیت کنونی به موقعیت مناسب می توان از اشکال مناسب دیگر و به ویژه توافقهای عملی در عرصه مبارزه عملی استفاده کرد. ایجاد هسته های مقاومت، تشکیل هسته های کوچک رسانه ای و خبر رسانی، ایجاد کمیته های عمل و شوراهای هماهنگی و....اشکالی است که می تواند برای هماهنگی مبارزه کارگران، کارمندان و  مزدبگیران، دانش آموزان، دانشجویان و جوانان، زنان، روشنفکران و معلمان و فعالان سیاسی، اجتماعی موثر باشد.

 

ما بی شمارانیم و برای سرنگونی رژیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه متحد و متشکل می شویم

مرگ بر دیکتاتوری، مرگ بر خامنه ای، زنده باد آزادی

 

سازمان چریکهای فدایی خلق ایران

14 بهمن 1388