|
یادداشت سیاسی نبردخلق شماره ۴۹۹ اول اسفند ۱۴۰۴
چرا ولی فقیه خود گوید و خود خندد!
حرفهای خامنه ای در روز سه شنبه ۲۸ بهمن، در دوره جدال میان انقلاب و ضد انقلاب، ترکیبی از دروغگویی، لاف زنی، تزویر و البته سرکوبگرانه بود. او که ایران را ویران و مردم را به فلاکت کشیده است، روی پیکرهای خون آلود هزاران شهروند ایران زمین، شعر بی قافیه پیروزی می سراید. به گفته سعدی «خواجه در بند نقش ایوان است/خانه از پایبند ویران است.»
فاز دروغ و لاف جنبش انقلابی که از روز یکشنبه ۷ دی شروع و تا یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ با شرکت میلیونها شهروند، به طور عمده تهیدستان و فرودستان در صدها شهر در تمام استانهای کشور، جریان داشت و طی آن شهروندان خشم و نفرت خود را در بیش از هزار تجمع، راهپیمائی و تهاجم به مراکز ارتجاع، خرافات و سرکوب، نشان دادند، از نگاه خامنه ای یک «کودتا» بود که «زیر پای ملت ایران [بخوانید نیروهای سرکوبگر به شمول نیابتیها] لِه شد.»* وجود افرادی مسلح در این جنبش و در مناطقی از ایران که هیچ نقشی در حکومت نداشتند را نمی توان «کودتا» نامید. کودتا توسط بخشی از نیروی نظامی حکومتی علیه حکومت و برای به قدرت رسیدن صورت می گیرد. خامنه ای آگاهانه به دروغ متوسل می شود و جنبش مردمی را «کودتا» می نامد، به همان گونه که «جنبش سبز» را «فتنه» و «انقلاب ژینا» را اغتشاش نامید که همه آنها توسط آمریکا، اسرائیل و برخی از دولتهای دیگر طراحی شده است. به تقلید از ولی فقیه شماری از کارگزاران فرومایه در درون و پیرامون حکومت از کودتا سخن گفتند. حسن خمینی از آقازاده های اشرافی خاندان خمینی قیامهای ماه دی را «یک کودتای پردسیسه» خواند. از او بی شرم و دریده تر، علی خمینی است که خامنه ای را «محبوبترین فرد در ایران» معرفی می کند. خامنه ای در فرازی از لاف زنی در مورد آمریکا مدعی شد که «این نظامِ در واقع رو به زوال، این امپراتوریِ رو به سقوط» است و در یک فقره دیگر از لاف زنی پیرامون ناوهای جنگی آمریکا مدعی شد «البته ناو یک دستگاه خطرناکی است اما خطرناک تر از ناو، آن سلاحی است که می تواند این ناو را به قعر دریا فرو ببرد.» ولی فقیه نیروهای کودتا را «یک عده ای خودِ آن مفسدین و فتنهگران و کودتاچی ها بودند؛ یک عده ای آنها بودند که اجل مهلت شان نداد و به درک واصل شدند.» او به شکل مشمئز کننده و باز هم به دروغ مدعی می شود که «بچه را در بغل پدرش» کُشتند.
ولی فقیه پس از فاز «دروغ و لاف» وارد فاز «تزویر و ریاکاری» می شود و می گوید: «لکن یک عدهای دیگر بودند که جزو آنها نبودند... یک دسته، نیروهای مدافع امنیت و مدافع سلامت نظام بودند؛ چه نیروهای انتظامی، چه نیروهای بسیجی و سپاهی و چه کسانی که در کنار اینها حرکت می کردند [بخوانید نیابتیها از کشورهای عراق، لبنان و..] و شهید شدند... یک دسته، رهگذرها هستند... اینها هم شهیدند... این گلوله از هر جا آمده باشد، در فتنهِ دشمن این اتفاق افتاده است و این دستهِ دوم هم شهیدند. دستهِ سوم آن کسانی هستند که فریب خوردند، سادگی به خرج دادند، بیتجربه بودند، با فتنهگرها همراه شدند. من می خواهم بگویم آنها هم از ما هستند... حتی کسانی که با فتنهگرها چند قدمی حرکت کردند که اینها [هم] فرزندان ما هستند...» قتل شهروندان از جانب حکومت و به فرمان ولی فقیه آن چنان آشکار و مستند است که خامنه ای برای پنهان کردن جنایت خود، می گوید «گلوله از هر جا آمده باشد» در «فتنه دشمن» بوده است. اما کیست که نداند «هرجا» یی در کار نبوده و فقط یک جا و آن هم از جانب مزدوران چند ملیتی حکومت و به دستور شخص خامنه ای بوده است و بنابرین مسئول قتلعام شهروندان ایران فقط ولی فقیه است.
خمینی و خامنه ای در مقایسه حاکمان دو سلسله قاجار و پهلوی بی نظیرند. فرمان قتلعام زندانیان سیاسی توسط خمینی در دهه ۶۰ خشم و نفرت جهانی را برانگیخته است. جانشین او در روز سه شنبه ۷ تیر سال ۱۴۰۱ در یک سخنرانی گفت: «باید بدانیم خداوند سال ۱۴۰۱ همان خداوند سال ۱۳۶۰ است.» و روز یکشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۲، از جانب خدا گفت: «تو این حیاط با ۲۰ نفر از فرماندهان سپاه نماز خواندیم. بعد من نشستم روی پله، یک صحبت گرم و گیرایی کردم. قبلا هم فکرش را نکرده بودم. خدای متعال همین طور حرف میزد. در واقع، زبانِ من بود، حرف خدا بود. خیلی جلسهِ عجیبی بود. خیلی تأثیراتی گذاشت.» و اکنون و در آخرین سخنان خود گفت: «اگر از این دستهِ مفسدِ اصلی کسانی هنوز در کشور باشند ــ که لابد هم هستند ــ اینها باید تعقیب بشوند، باید مجازات بشوند، باید محاکمه بشوند؛ ملت [بخوانید خامنه ای]، طلبکار این قضیه است. دستگاههای امنیتی و قضائی موظفند که آن کسانی را که با دشمن همراهی می کنند، همکاری می کنند، هم صدایی می کنند ــ چه در عمل، چه در زبان، چه در تحلیل ــ با اینها برخورد قضائی بکنند...» برخورد قضایی یعنی تشکیل بیدادگاههایی است که حتی «چه در زبان، چه در تحلیل» با کودتا نامیدن قیام مردمی مخالف هستند و حکومت و در راس آن خامنه ای را در «بیان و تحلیل» مسئول فاجعه می دانند.
واقعیتهای میدانی خامنه ای بهتر از هرکس دیگر می داند که در سطح و عمق جامعه چه می گذرد. اما برای آن که بخشی از تقابل بی شکاف مردم با ولایت خامنه ای روشن باشد، توجه به چند مورد یاری کننده است.
در هفته پایانی ماه بهمن، مراسم چهلم شهیدان جاوید نام، لاله های سرخ سرزمین آفتاب و باد، با شور و خشم انقلابی و با حضور گسترده زنان و مردان شجاع در مزار شهیدان در سراسر کشور برگزار شد. زنان و مردان در این گردهمآئیها، اندوه خود را با سر دادن شعار، نواختن ساز و دهل، آواز خوانی و رقص، اجرای سرود ای ایران، عروسی نمادین، شاهنامه خوانی و... نشان دادند. مادر شجاع جاویدنام یوسف بخشی در مراسم یادبود پسرش در چالوس در حالی که تعداد پُرشمار مردم فریاد «مرگ بر خامنهای» سر می دادند گفت: «سرم بالاست؛ تاج انسانیت بر سر خودم و فرزندم است. به خودم میبالم؛ نه شرمنده بلوچم، نه کورد، نه تُرک. پسرم در راه میهن سرافراز رفت و افتخارم همیشه با اوست.» مراسم جاوید نام سپهرشکوری با نام ماندگار «سپهر بابا!» در محل مزار او در بهشت زهرا تهران همراه با موج جمعیت در قطعه ۳۲۹ با خشم و نفرت از ولایت ایران ویران کن خامنه ای برگزار شد.
روز یکشنبه ۲۶ بهمن بازنشستگان معترض در گردهمائی خود شعار هایی به شرح زیر سر دادند. «بازماندگان دی ماه همدردیم همدردیم/ قتل عام معترض محکومست محکومست/ معترض زندانی آزاد باید گردد/ فریاد فریاد از این همه بیداد/ سفرهِ بی نان ما، رنگین شد از خون ما/ نان می خواستیم و منزلت، رگبار بستن به ملت/ همبستگی اتحاد پایان ظلم و بیداد/ مذاکره یا کشتار اوضاع اینه ستم کار/ ظلم و ستم فراوان ما را کشاند خیابان/ مدعی عدالت تاکی دروغ به ملت.» آوا گراوند، خواهر جاوید نام آرمیتا گراوند که در راه مدرسه توسط سرکوبگران خامنه ای به قتل رسید نوشت: «روزی در تاریخ می نویسند درد آن قدر گسترده بود که اشکها نمی دانستند بر کدام نام، بر کدام شهر، بر کدام زخم ایران سرازیر شوند»
همین چند رویداد از میان هزاران کُنش مردمی در هفته آخر ماه بهمن، نشان می دهد که چرا ولی فقیه نظام خود گوید و خود خندد. او درمانده ای به شدت منفرد و منفور در جامعه است. اکثریت قاطع مردم ایران خود را در تقابل با نظام تعریف می کنند. در این مورد پزشکیان می گوید: «ما باید یک بار دیگر به خودمان نگاه کنیم، ما چه کار کردیم مردم با ما این جوری مساله دار شدند؟ چه اتفاقی افتاد و ما خودمان را از این مردم دور کردیم؟» (تلویزیون حکومتی شبکه افلاک، ۳۰ بهمن ۱۴۰۴) این را هم ولی فقیه به خوبی می داند و برای همین است که می خواهد سیمای ضحاک گونه خود را با سیلی سرخ شده از قیام پنهان کند.
*تمامی گفته های خامنه ای از وبسایت او است.
منبع: نبرد خلق شماره ۴۹۹، آدینه یک اسفند ۱۴۰۴ - ۲۰ فوریه ۲۰۲۶
|