فراسوی خبر... یکشنبه ۶ فروردین

بُن بست خامنه ای در مساله احمدی نژاد

منصور امان

یک آشنای قدیمی در حال به باد دادن تلاشهای آقای خامنه ای و باند او برای جلوگیری از قُطبی شدن کشمکشهای نمایش انتخابات ریاست جمهوری و قرار گرفتن سیاست و کارنامه آنها در مرکز درگیری است. جاه طلبی آقای احمدی نژاد، گُماشته پیشین ولی فقیه بر منصب ریاست جمهوری، در حال آن است که تضادهای سرکوب شده و خاموش در جامعه را فعال کند و به کابوسی که سروران سابقش را از ۱۳۸۸ تاکنون همراهی می کند، جان تازه ای بدهد.

آقای محمود احمدی نژاد و فراکسیون نظامی - امنیتی او، از طریق مُداخله مُستقیم در نمایش انتخابات ریاست جمهوری، زیر ادعای شراکت خود در قُدرت خط تاکید کشیده اند. آنها یک مُهره حاشیه ای را برای نامزدی به جلو فرستاده اند تا در فضای به دست آمده از کاندیداتوری در میدان بازی "نظام"، با تمام نیرو به دوران تبعید خود به پُشت صحنه خاتمه دهند.

در این راستا آقای احمدی نژاد، همچون دوران خوش گذشته، سفرهای تبلیغاتی خود به اُستانها را از سر گرفته و با حرافی و ایجاد جنجال، از متُد شناخته شده اش برای جلب توجه غُبار روبی کرده است.

تردیدی نیست که باند حاکم با ناخُشنودی و بدگمانی به تحرُک او و دوستان نظامی امنیتی اش می نگرد، همزمان اما چنین نمی نماید که این رویکرد وزنه ای در مُناسبات بین این دو به حساب آورده شود. این طیف از دست پروردگان آقای خامنه ای مُدتهاست که تمایُلات وی را در تصمیهای خود دخالت نمی دهند.

او می بایست این واقعیت را شهریور سال گذشته یکبار دیگر تجربه می کرد؛ زمانی که به گونه محرمانه و در یک دیدار خُصوصی، آقای احمدی نژاد را از شرکت در انتخابات نهی کرد بدون آنکه وی به این فرمان اعتنا کند. از این رو، "مقام مُعظم" که زیرکانه کوشیده بود بدون پرداخت هزینه و نیز مُتهم شدن به مُهندسی انتخابات از شر پادوی سابقش خلاص بشود، ناچار شد از پس پرده بیرون بیاید، از جیب خود خرج کند و آتوریته اش را به حراج بگذارد.        

با این همه، دوباره این آقای احمدی نژاد است که مرزهای "رهبر" را به او نشان داده است. او با نامزد کردن آقای بقایی و به راه انداختن کمپین تبلیغاتی به سود فراکسیون خود، در حقیقت "آقا" و تدبیرهایش را به ریشخند گرفته و فراتر از آن، بساط جُداگانه ای در کنار دُکان انتخابات وی پهن کرده است. سوگُلی از چشم افتاده آیت الله چندان خود را فارغ حس می کند که به وی و باند ولی فقیه نسبت به رد صلاحیت نامزدش و کنار گذاشته شدن از بازی اخطار می دهد.

حقیقت اما آن است که توان عملی سوگُلی سابق "رهبر" برای تحمیل سیاست یا رویکردی به دستگاه قُدرت ناچیز است. او حداکثر می تواند ایجاد "مُزاحمت" کند و به گونه آزار دهنده ای موی دماغ اربابانش شود. نُقطه اتکای وی برای تحرُک در این سطح، همان کسی است که وی برایش شاخ وشانه می کشد. به بیان دیگر، آقای خامنه ای به گونه ای مُضحک اما فهم پذیر، کارت برنده آقای احمدی نژاد در این بازی است.

او و آقای خامنه ای را رشته های تقلب انتخاباتی، سرکوبی خونین اعتراضات پس از آن، چپاول بی پیشینه ثروت و داراییهای همگانی و به فلاکت کشاندن کشور و مردُمانش به یکدیگر پیوند داده است. نشاندن گُماشته پیشین و کارنامه اش در کانون حمله برای خُنثی کردن وی، در درجه نخُست پای خود آقای خامنه ای را در نقش مُتهم به میان می کشد. فشار دایمی او بر دولت آقای روحانی برای سُکوت و انتقاد نکردن از "دولت سابق"، به گونه گویایی هراس از باز شدن کلاف این شراکت را به نمایش می گذارد.  

مصونیتی که آقای احمدی نژاد از آن بهره می برد و او را از پیگرد و پاسُخگویی مُعاف کرده، مُهر و نشان ارباب و همدست نیرومندش را بر خود حمل می کند. آقای خامنه ای یا باید گُماشته را مُرخص کند و هزینه بدهد یا ریسکی که او برای نمایش انتخاباتی اش دارد را به جان بخرد. بازنده در هر دو صورت، اوست.    

 

 

بازگشت به صفحه نخست