فراسوی خبر ....  پنجشنبه ۹ اسفند

 

ناهمخوانی حق خواهی کارگران با امنیت رژیم

زینت میرهاشمی

 

دستگیری فعالان کارگری و کارگران شرکت کننده در حرکتهای اعتراضی تبدیل به شیوه رایج و روزمره رژیم ولایت فقیه شده است. هر روز از گوشه و کنار خبر دستگیری تعدادی از فعالان کارگری یا نمایندگان کارگران رسانه ای می شود. اسماعیل بخشی نماینده کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه زیر تیغ شکنجه برای اعتراف گیری علیه خود به سر می برد. پروین محمدی و جعفر عظیم زاده دو فعال حقوق کارگران و از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران در زندان زیر فشار و آزار هستند.

پرونده سازیهای امنیتی، دستگیری و آزادی با وثیقه های سنگین نوعی گروگان گیری فعالان است. نهادهای سرکوبگر امنیتی به شکلی پرونده سازی می کنند که آنها را از شرکت در حرکتهای اعتراضی پیش رو باز دارند. در غیر این صورت دوباره دستگیرشان می کنند. یک نمونه آن پرونده سازی امنیتی علیه سه نفر از فعالان کارگری در سنندج در هفته اخیر است. تبلیغ علیه نظام، عضویت در احزاب و تشکلهای غیر قانونی از جمله اتهاماتی است که برای کارگران سنندجی عنوان شده است. در حالی که این کارگران خود را مدافع تشکلهای کارگری می دانند.

 

صحبتهای حسن روحانی در روز دوشنبه ۶ اسفند، در رابطه با سازمان تامین اجتماعی، فساد، شفافیت و نظارت مردمی، عدم تبعیض ملی در کار و ...هیچ خوانایی با واقعیت زندگی مردم ندارد.

روحانی به زور هم که شده می خواهد شرایط را خوب نشان داده و تیم اقتصادی خود را موفق در وضعیت اشتغال و تولید بداند. وی یکی از افتخارات خود را ایجاد ۵۰۰ هزار و ۶۰۰ هزار شغل دانسته و بعد خودش اقرار می کند که چون آمار بیکاری پایین نمی آید پس مردم باور نمی کنند.

دست درازی به سازمان تامین اجتماعی و زیر مجموعه های آن همواره یکی از ساز و کارهای فساد مالی در بین کارگزاران و پایوران رژیم در این نهاد متعلق به کارگران بوده است. نمونه برجسته آن نقش قاتل معروف، سعید مرتضوی است که از سازمان تامین اجتماعی دزدیهای فراوان کرد. از طرفی دیگر دولت از جمله بزرگترین بدهکار به صندوق سازمان تامین اجتماعی است. اگر کارفرمایان که سهمیه خود به سازمان تامین اجتماعی را سر وقت نمی پردازند بگذریم، این کارگران و مزدبگیران هستند که سهمیه پرداختی شان به سازمان تامین اجتماعی مستقیم واریر شده و در نهایت سهم شان از این صندوق در هنگام بازنشستگی و بیکاری بسیار پایین است. بسیاری از پزشکان و بیمارستانها دفترهای بیمه کارگران را به دلیل بدهکاریهای صندوق به این نهادها، قبول نمی کنند.اشاره به این موضوع برای درک بی پایه بودن صحبتهای روحانی است.

روحانی آماری در مورد کمک به افراد نیازمند می دهد که با واقعیت فقری که در جامعه است خوانایی ندارد. وی می گوید در این چند سال قیمت اجناس هم ممکن است دو یا سه برابر شده باشد اما دولت هم پرداختی خود را چهار برابر یا پنج برابر کرده است. پس با حرف روحانی، هیچ فقیری نباید باشد چون مستمری نیازمندان چند برابر رشد قیمتها است.

 

 
 

 

بازگشت به صفحه نخست