فراسوی خبر... دوشنبه ۱۴ مرداد

ظریف؛ وقتی تحریم مُعجزه می کند

منصور امان

این امر که رهبران و پایوران رژیم ولایت فقیه گفته های خود را تکذیب کنند یا واقعیاتی مُشاهده پذیر برای همگان را مُنکر شوند، اتفاق تازه ای نیست و به خودی خود ارزش زیادی برای پرداختن ندارد. تکذیب و توبه آقای ظریف در اینستاگرام نیز می توانست در همین طبقه بندی قرار بگیرد، هرگاه در چارچوب زمانی ویژه ای قرار نداشت.

وی در شبکه اجتماعی یاد شده، جایی که به گونه یکطرفه دیدگاه ها و تبلیغات خود را مُنتشر می کند، به گونه غیر مُنتظره و برای نخُستین بار به انتقادهای مُخاطبانش واکُنش نشان داده و بخشی از گُفته های ناراست و دغلکارانه خود پیرامون پایمالی حُقوق شهروندان ایرانی و سیاست و رفتار بیدادگرانه حاکمیت را تکذیب کرده، بخش دیگر را تحریف شده خوانده و یک بخش را هم گُناه ارتکابی آقایان "نتانیاهو" و "بولتون" دانسته است. وی سرآخر خُروجی عُذرخواهی را هم امتحان کرده و می گوید: "بنده انسانم و خطاکار، اگر در جایی خلافی انجام دادم یا گفته ام، پوزش می خواهم."

"خطای" دُروغگویی را وزیر سرافکنده دوباره در همین چند خط مُرتکب شده است. "خلاف" گوییهای او در باره حُقوق اقلیتها، زندانیان سیاسی، پوشش اجباری، آزادی عقیده، انتخابات آزاد، نظارت استصوابی، همجنس گرایان و جُز آن هم اکنون نیز به صورت نوشتاری و تصویری در اینترنت موجود است و یک جُستُجوی ساده، تقلای سخت آقای ظریف برای انکارشان را بر باد می دهد.

آقای ظریف همچنین حافظه مردم ایران را دستکم گرفته است. وارونه نماییهای وی از شرایط ایران بر تریبونهای خارجی، هر بار با بازتاب اجتماعی منفی گُسترده ای روبرو شده و موجی از اعتراض و بیزاری را به راه انداخته است. واکُنشهای مردُمی به تحریم وی از سوی آمریکا نشان می دهد که تاخت و تازهای تبلیغاتی وی روی اُستخوان جامعه از یاد نرفته و سنگ محک مُعتبری برای داوری در باره او مانده است.

آقای ظریف همچنین توضیح نداده که انکار و حاشای او به چه معناست؟ آیا پایمالی حقوق بخشهای گوناگون جامعه را می پذیرد؟ نسبت به گذشته نظر مُتفاوتی در باره سرکوب و تحمیلات حاکمیت دارد؟ خیر، گفته های او سطحی می ماند، زیرا اینجا نیز قصد وی شیره مالیدن بر سر مُخاطب است و نه بیان حقیقت!  

وی در شش سال گذشته که در پُست وزیر خارجه به اربابانش خدمت می کرده، هیچگاه لازم ندید به این اعتراضها پاسُخ دهد، بر سُخنانش ماله بکشد یا تکذیب کند. آقای ظریف روی موج "برجام" و مُماشات اُروپا می سُرید و خود را فقط بدهکار کارفرمایانش می دانست.

حال تحریم از سوی دولت آمریکا این وضعیت مُطمئن را برای پایور دولتی تغییر داده. فرش قرمز به تُندی از زیر پای او بیرون کشیده شده و وی را در موقعیتی لرزان قرار داده است. حوزه خدماتی آقای ظریف آب رفته و او درحال از دست دادن کاربُرد خود برای همه طرفهاست. اینکه اُروپا از تحریم وزیر خارجه مُلاها انتقاد می کند، دلداری بُزُرگی نمی تواند باشد. طرف حساب "نظام"، آمریکا است و پرونده های بُحران زای حاکمیت روی میز واشنگتن قرار گرفته و فقط با آن می تواند حل و فصل شود. آمریکا اما آقای ظریف را از بازی خارج کرده و به این ترتیب یک خلاء جدی در دستگاه دیپلُماسی مُلاها ایجاد کرده است.

آقای ظریف بی تردید سرنوشت آقای حمید ابوطالبی، دیپلُمات تروریستی که در سال ۱۳۹۳ به پُست نمایندگی ج.ا در سازمان ملل گُمارده شد، اما مُخالفت آمریکا او را از دور خارج کرد را به یاد دارد. وزیر خارجه مُلاها چشم انداز مطلوبی در برابر نمی بیند و از این رو صفحه "دیپلُماسی عُمومی" را که پیش از این رو به خارج داشت، این بار پُشت رو گذاشته تا برای کیسه خود آتیه اندوزی کند.

حال می توان دید که سُخن گفتن به زبان قاطع با دستگاه حاکم بر ایران و عوامل آن چگونه می تواند مُعجزه کند. گوش منافع "نظام" و پایورانش نسبت به این صدا و آهنگ نه چندان مُلایم آن به خوبی حساس است و بدان واکُنش نشان می دهد. آقای ظریف، شاهد تازه ای از این واقعیت ارایه کرده است.

 

 

بازگشت به صفحه نخست