فراسوی خبر ... شنبه ۱۹ اسفند

 

سرکوب کشاورزان تشنه آب

 

زینت میرهاشمی

 

سر انجام ولی فقیه تظاهرات مسالمت آمیز کشاورزان ورزنه را برنتابید و با گسیل مزدوران و آتش به اختیاران اش، کشاورزان محروم و زحمتکش شرق اصفهان را وحشیانه سرکوب کردند. بر اساس گزارشها و فیلمهای پخش شده در شبکه های اجتماعی، نیروهای سرکوبگر رژیم با گاز اشک آور، تیراندازی و چماق به کشاروزان یورش برده و تعداد زیادی را زخمی کردند.

 کشاورزان ورزنه از روز ۲۷ بهمن ماه تا کنون به طور مسالمت آمیز علیه طرحهایی که به خشکسالی این منطقه انجامیده، دست به اعتراض و تظاهرات زدند. خواسته کشاورزان ورزنه بسیار ساده و مشخص است. آنها خواهان حق آبه به یغما رفته خود و جاری شدن آب در زاینده رود برای آبیاری مزارع کشاورزی شان هستند. یکی از کشاورزان معترض که مسئولان رژیم را بی غیرت خطاب می کرد گفت؛ هرکسی حرف از حق بزند او را خرابکار می نامند.

 

وضعیت بحرانی آب که منجر به نابودی کشتزارها و مراتع کشاورزان و تباه شدن زندگی روستائیان شده، نتیجه مستقیم طرحهای ضد مردمی و غیرکارشناسانه رژیم فاسد است. گوش به گوش و دهان به دهان فساد در میان مردم چنین تعریف می شود؛ نفت و گاز را دزدیدند، خاک را دزدیدند و فروختند و آب را هم دزدیدند.

حرکت گسترده کشاورزان ورزنه و روستاهای شرق اصفهان و همبستگی آنها در روزهای اخیر، جلوه ای از خشم مردمی گرسنه است که حکومت را نماد ظلم و غارتگری می دانند. حرکتهای اعتراضی کشاورزان ورزنه در تداوم قیام گرسنگان و تهبدستان در دی ماه است که اثار ترکشهای آن بر کشتی ورشکسته حکومتی برجا مانده است.

کابوس خیزشهای مردمی و جنبشهای روزمره اعتراضی پایوران رژیم را رها نمی کند، رئیس جمهور رژیم به غرق شدن کشتی حکومتی هشدار می دهد.

حرفهای پاسدار حسین ذولفقاری، معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور و توصیه او برای سرپوش کذاشتن بر مشکلات، بیان وضعیت بحرانی رژیم رو به زوال است. وی در رابطه با اعتراضها و قیامهای اخیر می گوید: این اعتراضات عبور از همه جریانهای سیاسی کشور بود. وی ادامه داد: تا آخر آذر ماه حدود ۵ هزار تجمع عمده در کشور برگزار شد. حرفهای وی اعتراف یه کیفیت و کمیت جنبش مردمی است که کل نظام را نشانه گرفته و خواهان سرنگونی آن هستند.

موضعگیری حقیرانه خامنه ای در روز پنجشنبه ۱۷ اسفند (۸ مارس، روز جهانی زن)، در رابطه با حرکتهای شجاعانه دختران خیابان انقلاب و تاثیرات آن، اعتراف به ترس از واقعی شدن همین کابوس است. وی از یک طرف بزدلانه سعی می کند حرکت دختران خیابان انقلاب را در سطحی پایین و بدون تاثیر و کار چند نفر فریب خورده اعلام کند و از سوی دیگر به آتش به اختیاران فرمان سرکوب آنها را دهد.

 
 

 

بازگشت به صفحه نخست