فراسوی خبر... چهارشنبه ۲۰ دی

۸ سال بعد؛ رژیم حتی یک قدم از کهریزک فاصله نگرفته

منصور امان

دستگاه ترور جمهوری اسلامی علیه مُعترضان با شدت تمام به کار افتاده است. شُمار زیاد بازداشت شدگان و اخبار نگران کننده پیرامون قتل تا به امروز دستکم سه تن از آنها در زندان، گویای وضعیت حُکومتی است که ضربه سخت و ناگهانی جامعه آن را از وحشت مرگ به جُنون کشانده است.

جنایاتی که "نظام" هم اکنون در زندانهای سراسر کشور علیه بازداشت شدگان بی دفاع مُرتکب می شود، فقط با وحشیگری افسار گُسیخته آن در برابر اعتراضات به حق جامعه در روزهای گذشته مُقایسه پذیر است. حُکومت و عوامفریبان "اُصولگرا"، "اعتدالی" و "اصلاح طلب" اش آنچه را که زیر تابلوی "سوریه ای و عراقی شدن وضعیت"، به مردُم هُشدار می دادند، خود به وضعیت حاکم در خیابانهای سراسر کشور تبدیل کردند. امنیت ادعایی آنها، امنیتی برای آرش خدری، امین رمضانی، احسان خیری، محسن ویرایسی، راضیه اسماعیلیان و ده ها عدالت طلب دیگری که به قتل رسیدند، نبود. برای مردُم کرمانشاه، دورود، قهدریجان، اهواز، مشهد، ایذه، اصفهان، ارومیه، رشت، مسجد سلیمان و دیگر شهرهای به پا خاسته، جزیره امنیت آقای خامنه ای چیزی بیشتر از جهنمی زمینی نیست که آرامش آن را تُفنگچیها، چُماقداران و چاقوکشها تامین می کنند

ناگفته پیداست آنچه که "نظام" درنده خو در خیابان و در برابر چشم همگان مُرتکب می شود، در سیاهچالهای آن وُسعتی بیابانی می گیرد. شاهد پاکباخته این واقعیت وحید حیدری، سینا قنبری و مُحسن عادلی هستند که رژیم ولایت فقیه در زندانهای اراک و اوین دست در خون آنها شُسته است.

قتل بیرحمانه این سه جوان مُعترض و بی دفاع، سند انکارناپذیری از این واقعیت است که ۸ سال پس از جنایت کهریزک و برگُزاری دادگاه ها و احکام نمایشی برای پاکشویی این تبهکاری، رژیم جمهوری اسلامی حتی یک قدم هم از کهریزک فاصله نگرفته است. تنها تحوُل در رویکرد حُکومت، تکثیر کهریزک در سراسر کشور بوده است.  

خون تازه ای که بر آسفالت سرد خیابانهای شهرهای کوچک و بُزُرگ و دیوار زندانهای رژیم ولایت فقیه فواره زده، مُهر باطل دیگری بر افسانه "اصلاح پذیری آن کوبیده است. قطار بی دنده و تُرمُز "نظام" روی ریل مرگ و تباهی بدون توقُف پیش می رود و تنها نقشی که "تدبیر و اُمید"، "اعتدال" و "اصلاحات" در این چرخه بازی می کنند، سوخت رسانی فعالانه و تضمین ادامه حرکت ویرانگر آن است.

امروز نیز دلسوزی اینان با بازداشت شدگان و وعده پیگیری شان جُز فریب و تلاش برای ساکت کردن مردُم و خانواده ها نیست. امنیتیهای "اعتدالی" و اوباش سیاسی "اصلاح طلب"ی که تا دیروز فعالانه باند حاکم را به سرکوب اعتراضها تشویق می کردند و برای ریختن خون مُعترضان دلیل عرضه می کردند، سُخنگوی جامعه مُعترض نیستند؛ آنها فقط برای جلادان حاشیه امن می سازند.

هیچکس جُز خود به بپا خاستگان و جان به لب رسیده ها یاری رسان آنها نیست. در برابر سرکوب خیابانی و جنایتی که در زندانها در حال وقوع است، نباید خاموش ماند. در هر نُقطه شهر، در برابر هر زندان و مرکز سرکوب باید به اعتراض برخاست. صدا را باید بُلند کرد تا هیچ دژخیمی خود را در سایه سُکوت، ایمن نبیند.  

 

 

بازگشت به صفحه نخست