فراسوی خبر... شنبه ۵ آذر

پینت بال با چاشنی فوتبال و عرق ملی

منصور امان

این یک طنز تاریخی به صورت مُبتذل آن است که گُروهی که دهه هاست در عمل و نظر علیه مفهوم اجتماعی ملت، نمادهای تاریخی و فرهنگی ایران و منافع ملی شمشیر به کمر بسته اند، ناگهان لباس ایران دوستی و ملی گرایی به تن کرده اند. این ادا و اطوار نچسب، واکُنشی به مرزبندی روشن مردُم ایران با ترفند فوتبالی حاکمیت و تلاش آن برای سوواستفاده از مُسابقات بین المللی قطر است.

تصویر روشنی که توده های انقلابی از میدان نبرد با رژیم تبهکار ج.ا و صف آراییهای موجود در آن دارند، برای حاکمیت فضای استفاده تبلیغاتی از فوتبال باقی نگذاشته و این سرچشمه برآشفتگی و گیج سری رهبران و پایوران ج.ا و رسانه های آنهاست. اینان که به خود نوید می دادند جام جهانی قطر جو انقلابی و اعتراضی موجود را نرم کرده و رویدادهای جاری را زیر پرتو خبرهای خود بگیرد، با مردُمی روبرو شدند که به سُرعت این رویداد ورزشی را در کادر تضاد آشتی ناپذیر خود با نظام حاکم قرار داده و از آن سکویی برای پیشبُرد این نبرد ساختند.  

شفافیت سیاسی خیره کننده ای که در فضای انقلابی کُنونی نسبت به مُسابقات فوتبالی قطر وجود دارد، حاکمیت را ناچار کرده برای سوواستفاده از آن نه از در سیاست، بلکه از پنجره "غُرور ملی"، "وطن دوستی" و "همدلی ملی" وارد شود. "نظام" با آویختن به این مفاهیم و تیترها می کوشد مرز کشیده شده در زمین فوتبال بین استبداد و آزادی را پاک کرده و جای آن مرز "وطن" و "دُشمن"، "وطن دوست" و "بیگانه پرست" بکشد. به این ترتیب رژیم خامنه ای در میانه مُسابقه اسب خود را عوض کرده تا به مقصد خود که پیدا کردن نُقطه مانوری در بین نیروی مُقابل و یا دستکم مشغول کردن بخشهایی از آن به رویدادهای خارج از مرکز درگیری است، برسد.

مردُم اما به "آقا" فهماندند که چارپای ناسیونالیسم او چیزی جُز یک یابوی از نفس افتاده نیست و به تن کردن رخت سه رنگه از او فقط دلقکی بی مُشتری می سازد. مُشتریان تبلیغات ولایی از مرز چند لُمپن مداح، اندک تعدادی حراف مُزدبگیر، تعدادی "کارشناس" حُقه باز و البته "اصلاح طلبان" حُکومتی فراتر نرفت. دسته اخیر که پیشینه ننگینی در همراهی با باند حاکم در سرکوب خیزش آبان ۹۸ دارد و با "کرکس"، "اغتشاشگر" و "آشوبگر" خواندن مُعترضان، برای کُشتار آنان مُجوز سیاسی صادر کرد، اینک نیز خود را به درگاه قُدرت رسانده و خدماتش را عرضه کرده است.

باند مُفلس مزبور از زبان فردی که از او به عُنوان "سُخنگوی جبهه اصلاحات" یاد شده، مردُم هوشیار ایران را به باد حمله گرفت، به گونه رُمانتیکی آنها را از عُنوان "هموطن" خلع ید کرد و سرآخر پیرامون "هدف گرفته شدن قلب جوانان ملی پوش وطن" به روضه خوانی پرداخت. از  این ابتکار سیاسی - امنیتی پس از آن رونمایی شد که تعدادی از گردانندگان دُکان اصلاح طلبی به حُضور دو تن از پایوران ارشد دستگاه قهر، پاسدار علی شمخانی، رییس شورای امنیت ملی مُلاها و آخوند غلامحسین محسنی اژه‌ ای، رییس قُوه قضاییه، رسیدند. 

هنوز عرق این پادوهای سخت کوش و دیگر اعضای اُرکستر "وطن، وطن" خُشک نشده بود که دستگاه حاکم با پُلُمب چند کافه و رستوران در شهرهای مُختلف به دلیل مرزبندی با سور فوتبالی حاکمیت و نیز دستگیری وُریا غفوری، یک ورزشکار توده ای و محبوب به همین دلیل، نشان داد که موضوع اصلی چیست. "نظام" با کنار گذاشتن ملی بازی، در چارچوب نبرد عُمده ای که در جریان است و محور آن را مُطالبات دموکراتیک جامعه تشکیل می دهد، به واکُنش شناخته شده اش، یعنی سرکوب پرداخت.

موضوع روی میز، خواست سرنگونی رژیم حاکم در یکطرف و تلاش آن برای بقا در طرف دیگر است و فوتبال فقط یکی از ده ها و صدها نُقطه تقابُل این دو در یک شرایط انقلابی است؛ جایی که رویدادها هرچند انتزاعی یا حاشیه ای، دُرُست در داخل مدار کشاکش دو نیروی اصلی نبرد قرار دارد که پهنه‌ی آن هر فعالیتی در زندگی اجتماعی را در بر گرفته.

 

 

بازگشت به صفحه نخست