فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۵ اسفند

سیاسی ترین چهارشنبه سوری تاریخ ایران

منصور امان

رژیم ستمگر ج.ا گریبان خود را از دست جامعه نمی تواند رها کند. مُناسبت چهارشنبه سوری این واقعیت دردناک را یکبار دیگر به آن یادآوری کرد. در سراسر کشور و در دهها نُقطه تهران، جوانان و مردُم مُعترض، سیاسی و اعتراضی ترین جشن چهارشنبه سوری تاریخ ایران را برپا کردند و با آتش سُرخ شُعارهای شان به جنگ استبداد زرد آلوده مذهبی رفتند.

در همان روزهایی که رییس دستگاه قضاییه مُلاها، آخوند اژه ای، با اعلام عفو ۲۲ هزار نفر از اغتشاشگران، افسارگُسیختی و حجم سرکوب را به رُخ جامعه می کشید تا توده را از اعتراض فعال بهراساند، در چار گوشه ی جُغرافیای ایران، فریاد مرگ بر خامنه ای و مرگ بر حُکومت بچه کُش خیابانها و کوچه ها را پُر کرد. حرکتهای اعتراضی که از روز دوشنبه آغاز شده بود و تا امروز ادامه یافت، به دستگاه حاکم نشان داد غولی که از چراغ خارج شده را نمی تواند به آن بازگرداند.

زنجیره اعتراضات خیابانی حتی برای چند روز نیز گُسسته نشده است. در هفته های گذشته در کنار حرکتهای صنفی کارورزان در شهرهای مُختلف، دو حرکت سراسری مُعلمان و بازنشستگان نیز سازمان داده شد. مُطالبات سیاسی از یکطرف و خواسته های صنفی و معیشتی از طرف دیگر، اجازه فرو نشستن آتش اعتراضات و خیزشها را نمی دهد. جامعه برخاسته تا شرایط خود را تغییر دهد و با این روحیه و نگاه به این اُفق، زندگی روزمره اش را سامان می دهد و به رویدادهای پیرامون اش، به مُناسبتهای گوناگونی که فرا می رسد و به راه حلهایی که در برابرش قرار دارد، واکُنش نشان می دهد. 

ناکارایی سرکوب و وحشیگری را فقط دستگاه حاکم نیست که درک می کند، آنهایی که در سه روز گذشته دوباره به خیابان آمدند و آتش برافروختند و همه کسان دیگری که هنوز به آنها نپیوسته اند، این واقعیت را زنده و مُستند دیدند و تجربه کردند. آنها کافی است به کاتالوگ اقدامات سرکوبگرانه ای که حاکمیت از شهریور تا به حال ارائه کرده بنگرند و دریابند که همگی آنها یک ویژگی مُشترک دارد و آن تدافُعی بودن است. عربده کشی و تهدیدهای روزانه رهبران و کارگُزاران حاکمیت، این فاکت را نمی تواند پنهان کند که جامعه در حال پیشروی است و میدان بقا را برای نظام هر روز تنگ تر از پیش می کند. 

استبداد مذهبی به یک بُن بست مرگبار کشانده شده؛ نه اراده برآوردن حتی بخشی از خواسته های جامعه را دارد و نه می تواند آن را به خاموشی وادار سازد. از این رو چاره ای جُز مُشاهده ژرفش صف بندی موجود بین خود و توده مُعترض و گُداخته شدن تضادی که رابطه اش با آن را تنظیم می کند، ندارد. سوخت آتش خیابان از اینجاست.

 

 

بازگشت به صفحه نخست