فراسوی خبر... پنجشنبه ۳ فروردین

واقعیت میدانی در سند سری نظامی

منصور امان

آخرین روزهای سال ۴۰۱ همانگونه به پایان رسید که تابستان این سال آغاز کرده بود. صدای غُرش جُنبش انقلابی در آخرین چهارشنبه سال طنین افکن شد و با بُزُرگداشت شُهدا و دادخواهان در روزهای بعد به اوج رسید. هفته آخر سالی که گذشت، چشم انداز روزها و ماههای در پیش را روشن و شفاف به تماشا گذاشت. جُنبش عقب نمی نشیند و در صفهای فشُرده آن، توده مُعترض اُمیدوار، سرفراز و رزمنده، برای نوشتن تقویم سال نو گام برمی دارد.

برای حاکمان ج.ا دیدن تداوُم حرکت جُنبش سرنگونی می بایست آنها را بیش از پیش وحشت زده تر و نااُمیدکننده تر کرده باشد. ماشین سرکوب آنها با وجود دست زدن به جنایتهای تکان دهنده علیه مُعترضان و به میدان آوردن تمامی گُنجایش وحشیگری و رذالت خود، در تامین مُهمترین هدفهایش یعنی مهار اعتراضات از یکسو و میخکوب کردن مردُم از طریق وحشت پراکنی و ترور از سوی دیگر، ناکام بوده است. جوانان، زنان و مردان به پاخاسته مرزهای اقتدار "نظام" را پُشت سر گذاشته اند و دیوارهایی را که حاکمیت ستمگر برای جلوگیری از حرکت در برابرشان کشیده بود، یکی پس از دیگری فرو ریخته اند؛ دیوار ترس، دیوار زندان، دیوار شکنجه، دیوار مرگ، دیوار اخراج از کار، دیوار پرداختن هزینه خانوادگی،  

آوار این دیوارها است که امروز سنگین و کر کننده بر سر دستگاه حاکم فرود می آید و بُحران سرنگونی را به اعماق ساختارها و سُتونهای بقایش گُسترش می دهد. سندی که از نشست آخوند خامنه ای و سرکردگان مرکزی و محلی سپاه پاسداران در سراسر کشور انتشار یافته، شاهد دیگری از این واقعیت است. با توجُه به مجموعه اسناد داخلی و محرمانه دیگری که از حاکمیت، اُرگانها و سازمانهای آن تاکُنون علنی گردیده و صحت آن به اثبات رسیده، می توان این سند را نیز در همین طبقه بندی ارزیابی کرد.

جُزییات آنچه که توده مُعترض به گونه عینی در میدان تجربه می کند، در سند نشست سرکوبگران و قاتلان، سیاه بر سفید نقش بسته است. سرکردگان میدانی سرکوب از ناکارایی تدبیرهای خود، مُنفعل شدن نیروهای شان، سرپیچی زیردستان از اجرای دستورات، ریزش سیاسی و ایدیولوژیک آنها و گُسترش اجتماعی جُنبش تا درون خانه تمامی رده ها از بالا تا میانی و پایین شکایت می کنند. آنها به گونه روشن بر ناتوانی نظام در چیرگی بر جُنبش و نتیجه باژگون قهر قضایی در شکل اعدام و زندان تاکید کرده اند. همزمان، در سند یاد شده، پدید آمدن شکاف در راس دستگاه نظامی امنیتی نیز مکتوب شده و آخوند خامنه ای و پسرش از این دریچه زیر انتقاد قرار گرفته اند.    

به گونه خُلاصه، مُحتوای سند، برآمد شش ماه مُبارزه پیگیر، سرسختانه و سلحشورانه جوانان، زنان و مردانی است که در چارگوشه میهن تا پای جان برای کسب آزادی و عدالت ایستاده اند. نبرد شُجاعانه آنها دستگاه قُدرت را به موضع تدافُعی رانده و روند فُروپاشی درونی آن را به جریان انداخته است. اقدامات نظام چه در حوزه سرکوب و امنیت خود و چه در موضوعات خارجی مانند آژانس و عربستان، زیر تاثیر قُدرتمند جُنبش انقلابی صورت می گیرد.

حاکمیت ابتکار را در دست ندارد، بلکه به شرایط موجود واکُنش نشان می دهد و در تقلای راه خُروج، هر امکان - به لحاظ سیاسی - حلال و حرام کرده ای را آزمایش می کند. با این حال برای رژیم ج.ا راه خُروجی از بُحران وُجود ندارد و آتش زیر شالوده اش بی وقفه شُعله می کشد. نظام حرارت سوزناک آن را در آخرین هفته ۴۰۱ نیز تجربه کرد. 

 

 

بازگشت به صفحه نخست