فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۲ مرداد

اعتراف دردناک سرکرده سپاه در آستانه سالگرد خیزش شهریور

منصور امان

نزدیک شدن سالروز قیام شهریور، دستگاه حاکم را در وحشتی فزاینده فرو برده است. ترجُمان عینی این هراس، پدیدار شدن سرکرده ماشین سرکوب برای به صدا درآوردن آژیر خطر و توجیه نیروهایش پیرامون شرایط پُرمخاطره ای است که انتظار آن را می کشد.

پاسدار سلامی، سرکرده سپاه پاسداران در حالی که سردسته های اوباش بسیجی از سراسر کشور را جمع کرده بود، پیشگویانه نسبت به فتنه در راه در سالگرد حوادث پاییز ۱۴۰۱ هُشدار داد و خواستار آمادگی و هوشیاری آنها شد. سُخنان آکنده از بیم و لرزه این مقام ارشد نظامی - امنیتی بیان ناکامی حاکمیت در سرکوب جُنبش انقلابی و عقب راندن نیروهای آن با فشار ترور و وحشت آفرینی پیوسته است. او به بیان ساده اعتراف کرده که نزدیک به یکسال پس از بسیج همه جانبه و سرمایه گذاری کلان برای دفع تهدید سرنگونی، نظام دُرُست همانجایی ست که پیش از شهریور ۴۰۱ بود.

جامعه اما در موقعیت پیشین خود نیست و چندین گام بُزُرگ رو به جلو گذاشته است. طیفهای گوناگون اجتماعی در مسیر مُبارزه انقلابی علیه استبداد مذهبی حاکم یکدیگر را یافته اند و ایده همبستگی در میان آنان به ذهنیتی فراگیر بدل گردیده. مُبارزه دلیرانه زنان، سدهای تحمیلات ارتجاعی را یکی پس از دیگری شکسته و همچنان پیش می رود. مُقاومت و نافرمانی در برابر قوانین، دستورات و اوباش حُکومتی به سطح پدیده ای عام و روزمره فرا روییده و در نهایت ذهنیت انقلابی شهریور با شهیدانش، با اُسرایش، با خانواده های دادخواه، با شُعارهای شبانه و دیوارهای سُرخ سُخنگویان، زنده و پویا در رگ شهر و دیار جاریست.

جُنبش انقلابی، اقتدار نظام را درهم شکسته است و پاسدار نگون بخت شاهد آن است که با تمام وحشیگری و رذالتی که دوایر رسمی و غیررسمی به خرج می دهند، جامعه نه تنها تحت تاثیر قرار نمی گیرد و از وحشت بر جای خود میخکوب نمی شود، بلکه با شدت و انگیزه ای بیشتر بدان واکُنش نشان می دهد. مُهمترین سلاح حاکمیت علیه اعتراض و خیزش جامعه، در نامُناسب ترین هنگام مُمکن ناکارا و بی تاثیر شده است؛ زمانی که با شتاب در باتلاق بی ثباتی اقتصادی نیز فرو می رود و تراکُم نارضایتی از وضعیت کار و معیشت، در وسیعترین بخشهای جامعه در آستانه انفجار قرار گرفته است. نان، کار، آزادی برای آنها نه یک شُعار مُجرد، بلکه مُطالبه ای حیاتی و چشم پوشی ناپذیر است که اکنون می دانند باید از که بستانند و چگونه بستانند. 

تردیدی نیست که در سالگرد قیام شهریور، زمین زیر پای حاکمان عُریان شده داغ خواهد شد و پیشروان و نیروهای گوناگون اجتماعی، توازُن قُدرت ایجاد شده بین بالا و پایین را در اشکال و ابتکارهای مُتنوع به باند مُتوحش حاکم یادآوری خواهند کرد. با این همه باید توجه داشت که مُناسبتهایی این چنین فقط نمودار یک لحظه یا لحظاتی از پروسه یک جُنبش پیشینه دار و رو به آینده است. هر گاه به دینامیسم پویایی که خیزشهای دی ۹۶، آبان ۹۸ و شهریور ۴۰۱ به جریان انداخته نگریسته شود، به راستی این سووال که در سالگرد خیزش شهریور چه اتفاقی می افتد، اهمیتی تاکتیکی می یابد و برخلاف القائات دستگاه های جنگ روانی حاکمیت، بیان کننده واقعیتی در باره شکست یا پیروزی جُنبش سرنگونی نیست. آنچه که در مرکز تحوُل به سمت سرنگونی قرار دارد، همان نیروی ذهنی و عینی زنده، حبس و اعدام نشدنی است که پاسدار سلامی از آن با وحشت یاد می کند، نظام را در کمین او می یابد و حضور یکباره اش هر لحظه از هر جا را کابوس می بیند.   

 

 

بازگشت به صفحه نخست