فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۶ مرداد

دو شاهد زنده از سرنوشت میلیاردهای آزاد شده

منصور امان

شاید بیشترین پُرسشی که در ذهن مردُم پس از آزاد سازی میلیارد دُلارهای بلوکه شده مطرح می شود، سرنوشت آنها پس از رسیدن به دست رژیم فاسد ولایت فقیه است.

آمریکا می گوید دُلارها بر اساس سازوکاری همچون برنامه نفت در برابر دارو و غذا در عراق، در اختیار مُلاها قرار خواهد گرفت، با این حال تردیدهای به حقی پیرامون مصرف واقعی منابع برای غذا و دارو وجود دارد. بیش از همه از این رو که حاکمان ایران نشان داده اند کاستن از فشارها و دُشواریهای که مردُم را دردمند و رنجور کرده و اقدام برای بهبود شرایط ناگُوارشان در دستور کار آنها نیست. اولویتهای آنان برای مصرف پول در جای دیگری است؛ نخُست در خارج مرزهای ایران و در حساب بُحران خارجی و سپس در داخل مرز در حساب دوگانه سرکوب و کیسه گُشاد آقا و شُرکا!  

از سوی دیگر، حتی اگر نظارت روشنی بر دادو ستد شرکتهای خارجی با ج.ا در موارد تعیین شده وجود داشته باشد، احتمال دور زدن آن به گونه کُلی مُنتفی نیست. تاسیس شرکتهای کاغذی، انجام مُعاملات صوری و حساب سازی بخشی از ریسک برنامه نفت ... است. در انتها حتی اگر این دریچه ها هم مسدود شده باشد، امکان قاچاق معکوس و به بیان دیگر، صادرات و فُروش کالای وارد شده، همچنان به برادران چشمک می زند.       

بیش از گمانه زنی اما روی زمین سخت زندگی روزمره است که سرانجام دُلارهای آزاد شده به گونه لمس پذیر روشن خواهد شد. آزمون نخُست در قلمرو کالاهای اساسی مانند نان، گوشت، برنج، روغن، قند، حُبوبات و جُز آنهاست که بهای آنها از یکسو به دلیل حذف سوبسید دولتی و نیز سوداگری تُجار حُکومتی و از سوی دیگر به خاطر آنکه دولت دست نشانده آخوند خامنه ای این کالاهای حیاتی را منبعی برای کسب درآمد پنهان قرار داده، به گونه روزانه در حال افزایش است. نتیجه این روند، ناپدید شدن اقلام ضروری از زندگی و سُفره بخشهای وسیعی از جامعه و پدیدار شدن تراژدی سووتغذیه، گُرسنگی و نیمه گُرسنگی است.

خرید و واردات این کالاها یا مواد اولیه برای تولید آنها از حساب میلیاردهای آزاد شده می تواند دستکم به گونه مقطعی بهای کالاهای اساسی را قابل پرداخت برای همگان کند. این اقدامی است که مردُم تاثیر آن را به گونه بی واسطه در جیب و سُفره خود حس خواهند کرد.

آزمون دیگر در پهنه درمان است؛ جایی که به بهانه تحریمها، از ابتدایی ترین تا حساس ترین داروها یا نایاب گردیده یا به بهای گزاف در بازار سیاه به فُروش می رسد. شرکتهای بیمه بسیاری از داروها را از لیست خود خارج کرده اند و حتی داروخانه های بیمارستانها داروهای بیماران را ندارند؛ امری که تهیه دارو را برای بیماران و بستگان شان به یک مُعضل حل نشدنی بدل ساخته.

شرایط عُمومی بیمارستانها نیز در سایه فرسودگی تجهیزات و به روز نشدن آنها رو به وخامت گذاشته است. در بسیاری از این مراکز درمانی، دستگاه های سی تی اسکن، رادیولوژی و جُز آن از کار افتاده است، بیمارستانها برای تهیه داروی بیهوشی با مُعضل روبرو هستند و عملهای ضروری به ناچار لغو می شود.

دُلارها اگر در این حوزه بُحرانی به مصرف برسد، شاهدان زنده ای همچون قرار گرفتن دارو در دسترس بیماران، تخفیف درد و رنج آنها، پایان دوندگی بستگان و نزدیکان، کاسته شدن از استرس کادر درمان، کاهش فشار قیمت در بازار دارو و... بر آن گواهی خواهند داد.

حال این گوی و این میدان! جامعه به جان آمده و مُعترض ناظر است.

 

 

بازگشت به صفحه نخست