فراسوی خبر... پنجشنبه ۳۰ شهریور

۲۵ شهریور ۴۰۲ به چه معنا بود؟‌

منصور امان

اگر مُخالفان رژیم ج.ا قصد می داشتند میزان وزن جُنبش انقلابی در تعیین مسیر رویدادها را تخمین بزنند، شاید به اندازه مُحاسباتی که خود آن در ۲۵ شهریور روی میز گذاشت، دقیق نمی بود. اکنون این اپوزیسیون رادیکال نیست که از تغییر توازُن قُدرت سُخن می گوید، بلکه دستگاه حاکم است که با آوردن حجم غول آسایی از سازو برگ پُلیسی نظامی به میدان جنگ با جامعه، نه فقط ابعاد و توان حریف جنگی اش را آشکار ساخته، بلکه موضوع جنگ، یعنی هیچ چیز کمتر از خواست سرنگونی را نیز به روشنی بیان کرده است. 

اشغال نظامی شهرها و کانونهای بُحران بهترین توصیفی است که می توان از آرایش جنگی رژیم ولایت فقیه در سالگرد قتل ژینا و قیام شهریور کرد. در برابر چشم مردُم ایران و جهانیان، حاکمیت روبه زوال، یک لشکرکشی کلاسیک را علیه شهروندان در شهرهای کوچک و بُزُرگ سازمان داد و به این وسیله آشکار کرد که با وُجود تمام گزافه گوییها و خودنماییهایش، جُنبش انقلابی او را تا آنجا به پرتگاه سرنگونی نزدیک کرده است که ناچار به مصرف راه حلهای ذخیره اش گردیده.  

مردُم ایران به یاد دارند یا در نوشته ها و مُستندهای تاریخی خوانده و دیده اند که چگونه رژیم شاه نیز برای جلوگیری از سُقوط، در آخرین راه حلی که عقلانیتش بدان رسیده بود، به برقراری حُکومت نظامی مُتوسل شد و چگونه ارتش عظیم آن در برخورد به توده مُعترض از هم فروپاشید. حتی اگر رژیم ج.ا مُوفق می شد - که نشد - جامعه را روز شنبه، ۲۵ شهریور، به وحشت اندازد و خاموش کند، همچنان این یک موفقیت صوری می بود، زیرا در مضمون بُحران یعنی وُجود یک نیروی گُسترده اعتراضی تغییری نمی داد؛ نیرویی که واقعیت زنده اجتماعی است، عُمر آن محدود به یک روز مُعین نیست و هر لحظه و از هر کُجا می تواند مادی و رها شود.

نظام برای رویارویی با یک وضعیت مُستمر، به راه حلی مُستمر نیاز دارد. دستگاه های امنیتی با وُجود رویارویی دائمی و همه جانبه با جُنبش انقلابی و کوشندگان آن نشان داده اند که کارآمد نیستند. سطح مُبارزه جاری، هم در گُستره و هم در ژرفا از سطح کارایی شیوه های پُلیسی و امنیتی مهار فراتر رفته است. هُجوم نظامی به شهرها اعتراف به همین واقعیت است. بنابراین آخرین راه حل عقلانی یک رژیم در آستانه سُقوط چیزی جُز استقرار مُداوم نیروهای نظامی پُلیسی اش در شهرها و اعمال مُقررات حُکومت نظامی نیست. اگر رژیم شاه توانست به این شکل چند ماه در برابر جُنبش اعتراضی مُقاومت کند، نیروی مُنظم رژیم ولایت فقیه حتی چند هفته هم در خیابان دوام نخواهد آورد.

مُتوسل شدن به اشغال نظامی شهرها همچنین نشان داد که رژیم ج.ا پایگاه اجتماعی اتکاپذیر ندارد و توان بسیج و دایره تاثیرگذاری نمایشات خیابانی آن با عوامل و جیره خورانش بدان اندازه آب رفته که قادر به بیرون راندن جُنبش انقلابی از صحنه با این ابزار نیست. برای یک رژیم پوپولیست مذهبی که قُدرت و اقتدار سیاسی اش مُتکی به جذب عوامفریبانه مُخاطبان و بسیج سیاهی لشکر مومنان و مُتعصبان است، شکست در حوزه اختصاصی تولید قُدرت به مفهوم پایان قطعی دوره ثبات در حیات سیاسی اجتماعی آن و وُرود به دورانی آنارشیک و بی ثبات است.

 

 

بازگشت به صفحه نخست