فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۹ تیر

بازگشت گشت ارشاد؛ نعل کردن اسب مُرده

منصور امان

تور دستگاه سرکوب به دُنیای تکنولوژی جاسوسی بسیار کوتاه بود. فقط چهار ماه پس از آنکه پاسدار بدنام، احمدرضا رادان، در تلویزیون دولتی پدیدار شد تا علیه زنان رجز بخواند و با به پا کردن گردوخاک فناوری هوشمند هل من مُبارز بطلبد، نظام درمانده، گزافه ظفرنمون اش را به بایگانی سپُرد و دُزدانه و با سرافکندگی، اسب مُرده‌ی گشت ارشاد را نعل نو کرد.

از نزدیک به شش ماه پیش که از حرکتهای میدانی جُنبش انقلابی کاسته شد، حاکمیت کوشیده است از این فُرصت برای به عقب راندن جُنبش و دستاوردهایش و بازسازی اقتدار خود بهره ببرد. سرکوب زنان در این استراتژی جایگاه ویژه ای دارد که گذشته از آنکه مُهمترین ابزار انتقال سرکوبی جامعه با توسُل به چُماق شرع و قوانین الهی به حساب می آید، ریشه در نقش پیشتاز و موثر زنان در قیام دارد. از آن هنگام تاکُنون، حاکمیت بیش از ۲۰ طرح، مُصوبه و نقشه را در فواصل کوتاه روی میز دستکم ۳۲ دستگاه ویژه سرکوب زنان گذاشته و دور انداخته، بدون آنکه بتواند زنان را از سنگر آزادی پوشش گامی پس بنشاند.

هم از این روست که بازگشت به پروژه شکست خورده گشت ارشاد می تواند نماد ناکامی رژیم ولایت فقیه و اُستواری مُقاومت جانانه ای به حساب بیاید که کوچه به کوچه و خیابان به خیابان در برابر خود دارد. نظام عقربه های ساعت را به عقب برگردانده با این اُمید که وقتی پا از حصار خود بیرون می گذارد، شرایط نیز به پیش از شهریور ۴۰۱ برگشته باشد. حال آنکه خیز اجتماعی کردن سرکوب در تابستان سال گذشته، به جای حاکم گرداندن ترس و تسخیر ذهن و روان جامعه، به تغییر روانشناسی جامعه، شکل گیری اراده ی بی محابای تغییر و آمادگی برای پرداخت هزینه راه برد؛ یک چرخش دوران ساز که قوانین آن رابطه توده و حاکمیت را تنظیم می کند و حُضور مُجسم اش در هر لحظه برخورد این دو قُطب پیداست.

یک نشانه تابان این توازُن، سلب مسوولیت از خود کردن رووسای دو قُوه رژیم ولایت فقیه از راه‌اندازی دوباره گشت ارشاد است. آخوندها رییسی (قاتل ۶۷) و اژه ای در هراس از تشدید تضاد فعال کُنونی و واکُنش جامعه، خود را برکنار از ابتکار بازیافت شده جلوه می دهند. به همینگونه است پیامهای هُشدار و بیانیه های اعلام برائت کارگزاران و پایوران حُکومتی که به گونه انبوه در رسانه های رسمی بازتاب می یابد. اینان و امثال آقایان رییسی و اژه ای که دیروز کف بر لب و عربده کشان برای زنان خط ونشان می کشیدند، خواب نما نشده اند؛ جامعه به مثابه یک فاکتور تعیین کننده خود را به اثبات رسانده و رشته رویدادها را به دست گرفته، به گونه ای که ندیدن آن برای چشمهای فراخ شده از ترس سرنگونی، نامُمکن گردیده.  

آلبرت اینشتین جُمله مشهوری در باره جُنون دارد و آن را تکرار یک عمل یکسان با انتظار کسب نتیجه مُتفاوت تعریف کرده است. اکنون حاکمان ج.ا به این تعریف بجا سویه دیگری افزوده اند: افزوده بر جُنون، درماندگی مُفرط نیز می تواند ریشه تکرار اعمال بیهوده باشد. شوربختانه درماندگی بی علاج است، اما جُنون یک رژیم وحشی و قُرون وُسطایی را می توان درمان کرد؛ چاره، عقلانیت انقلاب است.  

 

 

بازگشت به صفحه نخست