|
|
|
|
راست ارتجاعی در دانشگاه در پی چیست؟ منصور امان در کمتر پهنه اجتماعی همچون نهاد دانشگاه، ناهمگونی میان مُدرنیته و واپسگرایی خود را چنین روشن و صریح به نمایش میگذارد. هم از این رو تلاش رسانههای زرد برای بُردن این نماد آزادی و پیشگام علم و اجتماع زیر بیرق سلطنهها و دولهها همانقدر ناهمجور است که ریشخندآمیز! رسانههای یاد شده همچون «بیبیسی» و تلویزیون موسوم به «اینترنشنال» که در این میان نقش اُرگان حزبی جریان رضا پهلوی را عُهدهدار شده، اعتراضهای شُجاعانه و پُرشور دانشجویان در دانشگاههای تهران، مشهد و اصفهان را ماده خام تازهای برای تبلیغ به سود وی یافتهاند و به شدت برای جاانداختن تصویری تحریف شده و ساختگی از ماهیت و سمتگیری این حرکتهای دانشجویی فعالیت میکنند. متُد آنها در این راه تازه یا نوآورانه نیست و از تکنیکهای رایج رسانههای تحت پایش دولتهای استبدادی مانند صداوسیمای ج.ا یا اوباش-مدیای فضای مجازی پیروی میکند. پایه نخُست، بُزُرگنمایی فعالیتهای همسو است که به وسیله تکرار در فواصل نزدیک و گُنجاندن و ارجاع به آنها در لابه لای موضوعات گوناگون مادی میشود؛ مُحتواهایی که یا در اساس برای همین منظور طرح شدهاند یا حتی به کُلی بیربط به پیامی هستند که قصد انتقال آن را دارند. اوج فعالیت کمپین-مدیای رضاپهلوی هنگامی است که برای دستکاری ذهنی مُخاطبانشان دست به تولید مُحتوا یا به بیان دقیقتر جعل و صداگذاری کلیپهای ویدیویی میزنند. نمونه کار آنها به ویژه در ده روز نخُست اعتراضهای دی ماه و نیز در مورد تازه، اعتراضهای دانشگاه، مُستند شده است. این واقعیت که مُتقلبان با وُجود افشاشدن به طور روزانه و رُسوایی فراگیر همچنان به جعل و دُروغ پراکنی مشغولند علت پاتالوژیک ندارد، بلکه جلوه ای از سمتگیری ضداجتماعی آنها است که در این پهنه نیز مُنعکس میشود. براساس همین گرایش، تصادُفی نیست که در کارزار تحریف و مُصادره خیزش دانشجویان، «اصلاح طلبان»ی که از درگاه شیخ به دربار شاه اسبابکشی کردهاند، نقش فعالی بازی می کنند. آنها که توسُط دانشجویان از در بیرون رانده شده اند، روی دوش «شاهزاده» از پنجره وارد میشوند. پایه دیگر کارزار شاهسازی، حذف یا سانسور دیدگاهها و گرایشهای دیگری است که شُعارها، پلاکاردها و هُویت سیاسیشان با این هدف همخوانی ندارد. همچون صداوسیما در اینجا نیز فقط روایت رسمی شرح داده و پرداخته می شود تا تاثیر واقعیتی که باید به مُخاطب القا شود، دوچندان گردیده و همزمان از آن در برابر نقد و پُرسش مُحافظت شود. در حالیکه اُرگان تلویزیونی سلطنتطلبان موسوم «اینترنشنال» به گونه علنی و به روش سرمایه گذاران اصلیاش با تانک و توپ «غیرخودی»ها را زیر میگیرد، بُنگاه استعماری مشهور، به روشهای مُحتاطانهتری مُتوسل می شود، هرچند که همیشه با دُم خُروس عیانشده در حرکت است و در برخی موارد که چنین مینماید کار در حال از دست رفتن باشد، با شمشیر از نیام کشیده به میانه میدان می جهد. راست ارتجاعی با یورش به دانشگاه فقط در پی سربازگیری و جعل مُحیط اجتماعی نیست؛ هدف مُقدم آن کوبیدن مُهر و چکمه خود بر آرمانهای دموکراتیک، عدالت طلبانه و ترقیخواهانهای است که دانشگاه را به یک قُطب نیرومند در مُبارزه علیه استبداد، ارتجاع و بیعدالتی بدل ساخته است. هدف کوبیدن و جاروکردن سنگری است که همواره پُشتیبان نظری و عملی حرکتها و جُنبشهای مدنی، سیاسی و صنفی بوده است. دانشگاه در دو نظام پادشاهی و ولایی نشان داده که مانع مُهمی بر سر راه استبداد و استعمار است. راست سلطنتطلب برای کنار زدن این مانع، دشنه برداشته است. |
|
|
|
|