فراسوی خبر... جهارشنبه ۲۷ اسفند

هلاکت لاریجانی و تاثیرات آن

منصور امان

پاسدار علی لاریجانی، یک عُضو کلیدی دستگاه نظامی-امنیتی ج.ا، در پیامد کشمکشهای نظامی اخیر به هلاکت رسیده است. کُشته شدن لاریجانی یک ضربه اساسی به ساختار رهبری رژیم ولایت فقیه به‌شُمار می‌رود که «نظام» آن را همراه با دور جدید تنش با اسراییل و آمریکا از نو چیده بود.

علی لاریجانی در چارچوب همین تغییرات به دبیری بالاترین نهاد امنیتی «نظام» گُمارده شد و آنگونه که پیدا بود، خامنه‌ای او را به بیشترین اختیارات در مُدیریت و تصمیم‌گیری در هر دو پهنه داخلی و خارجی آراسته بود. وی همانگونه که طرف مُذاکره با چین و روسیه برای دریافت کُمک نظامی و سیاسی بود، همزمان در عُمان و قطر نیز دیپلُماسی محرمانه هسته‌ای را پیش می‌برد.

جایگاه‌ کلیدی وی در ساختار جنگی رهبری ج.ا هنگامی به‌روشنی خود را نمایان ساخت که نقش رهبری سرکوب خونین خیزش دی‌ماه را ایفا کرد. پاسدار لاریجانی منبع اصلی روایت‌سازی و مُهندسی اتهامات حاکمیت علیه مردُم مُعترض بود. او با زمینه‌‌چینی کُشتار بعدی، اعتراضات را «طراحی آمریکا و اسراییل» دانست، معترضان را «ابزار دشمن» و «تروریستهای شهری» خواند و آنها را با «داعش» مُقایسه کرد. این روایتها، ابتدا پایه حمله دستگاه تبلیغاتی حاکمیت و سپس لشکرکشی نیروهای نظامی-امنیتی آن برای کُشتار هولناک دی ماه قرار گرفت.

علی لاریجانی در کوک کردن ماشین کُشتار سابقه طولانی دارد. وی سالها پیشتر نیز در پُست رییس صداوسیمای ج.ا، همین نقش را با پرونده‌سازی و اتهام‌زنی به نویسندگان و روشنفکران غیرهمسو را بازی کرد که نُقطه عزیمت دستگاه امنیتی در سلسله ترورهای مشهور به «قتلهای زنجیره‌ای» شد.          

هلاکت لاریجانی در مخفیگاهش ناتوانی ساختار امنیتی ج.ا در رویارویی و پیشگیری تهدیداتی که با آن روبروست را آشکارتر کرد. او در حالی حذف شد که رژیم حاکم در بالاترین سطح هُشدار امنیتی قرار دارد و به‌خوبی انتظار چنین حملاتی را می‌کشد. کُشته شدن وی به‌عُنوان ارشد‌ترین پایور امنیتی رژیم ج.ا آنهم در وضعیت هُشدار و آماده‌باش، بُحران دستگاه نظامی-امنیتی را که از فروردین سال گُذشته با ترور سرکردگان سپاه قُدس در سوریه آغاز شد، به اوج می‌رساند. تاثیر مُستقیم آن، دامن زدن به تردید نیروهای میانی و بدنه نسبت به پایداری مُناسبات و تقویت بی‌اعتمادی مُتقابل میان سرکردگان ارشد است؛ آنچه که پایه تشدید درگیریهای باندهای داخلی سپاه پاسداران، پاکسازی و تضعیف این نیرو در مجموع خواهد شد.

در بُعد سیاسی، هلاکت لاریجانی اگرچه موجب تقویت باندی در سپاه پاسداران می‌شود که مُجتبی را رهبر کرده ، اما همزمان روند تصمیم‌گیری را دُشوارتر و قُدرت را به بلوکهای کوچک‌تری تجزیه می‌کند. این دو تاثیر، در حالی که رژیم حاکم زیر آتش دائمی بُمباران و موشک قرار دارد و آمریکا و اسراییل رهبرانش را تعقیب می‌کنند، به صورت برهم‌خوردن بیشتر تعادُل آن و آشُفتگی در بالاترین سطوح خود را نشان خواهد داد.

مردُم ایران برای عُنصر جنایتکاری که از مسوولان اصلی کُشتار هزاران تن از فرزندان، پدران و مادران آنهاست، اشکی نخواهد ریخت. دست تباه‌گر لاریجانی اینک از سر مردُم کوتاه شده است. مرگ سخت او شاید یک مرهم کوچک بر زخمی باشد که همچنان بر تن ایران می‌جوشد.  

 

 

 

بازگشت به صفحه نخست