فراسوی خبر... پنجشنبه ۴ تیر

بُحران جنگ و جانشینی در آیینه «تفاهُم»

منصور امان

بُحران جنگ و جانشینی میدان تجلی خود را در مساله مُذاکره و عقب‌نشینی یافته است و به همان میزان که چارچوب و اجزای «تفاهُم» با آمریکا اشکال مُشخص‌تری به‌خود می‌گیرد، بر مدار آن جدال باندهای رقیب نیز شدت بیشتری یافته و بر صراحتش افزوده می‌شود.

موضع تهاجُمی پزشکیان، رییس جمهوری مُنتصب علی خامنه‌ای، در برابر فشارهای مُجتبی و اطرافیان وی به‌خوبی در این کادر جای می‌گیرد. او در واکُنش به مانُور آقازاده رهبر که ژست مُخالف گرفته و مسوولیت بده‌وبستان با آمریکا را مُتوجه شخص وی کرده بود، در یک سُخنرانی در جمع پرسنل بسیجی دانشگاه تاکید کرد: «همه امضا کرده‌اند که این راه را باید برویم. حالا هر کسی می‌خواهد تفرقه ایجاد کند، این گوی و این میدان!»

وی بازی پاس دادن مسوولیت را بهم زد و با لیست کردن منصوبان «رهبر» گفت: «فرمانده قرارگاه [خاتم الانبیاء]، فرمانده ارتش و سپاه و نهادهای امنیتی همه بودند و همه یک حرف زدند و همه متحد بودند و همه آن چیزی را که می‌خواستیم عمل کنیم را امضا کردند.»

او این سُخنان را زمانی به زبان می‌آورد که نمایندگان حاکمیت برای مُذاکره پیرامون مسائل اجرایی «تفاهُمنامه» در سوییس بسر می‌بردند و با پایوران ارشد آمریکا دور یک میز نشسته بودند. پیشتر، رُقبای ائتلاف قالیباف – پزشکیان با افشای اسناد داخلی حاکمیت که بیانگر نارضایتی و شرط‌گذاری مُجتبی بود، تلاش کرده بودند مانع تحرُک سیاسی آنها در این راستا شوند. «خط قرمز»های فانتزی مُجتبی و پُزهای عوامفریبانه‌ای همچون‌ «شکست دُشمن»، «ادامه جنگ»، «حذف مساله هسته‌ای از مُذاکرات»، باجگیری در تنگه هُرمُز و جُز آن هدف دیگری جز تضعیف موقعیت رقیب ندارد.

پزشکیان با به تصویر کشیدن و افشای شرایط وخیمی که «نظام» و باندهای آن در مجموع در آن دست‌و‌پا می‌زنند، به رویارویی با ترفند رُقبا رفته است. او در همان سُخنرانی به همریشان یادآوری کرد: «۴۰-۵۰ روز است نتوانسته‌ایم از خلیج فارس نفت صادر کنیم، اقتصاد ما را داغان کرده‌اند و عده‌ای بیکار شده‌اند، جوانان ما به آینده امیدی ندارند، مالیات هم نمی‌توانم بگیرم، تازه پول بیکاران را هم باید بدهم».

وی به مُجتبی و دوستان آدرس جامعه مُعترض را داد و هشدار داد که پیامد ادامه شرایط موجود باختن همه‌چیز است: «از آنچه که من می‌ترسم این است که مردُم ناراضی شوند و بیایند در خیابان و اعتراض کنند. آن وقت این اُبُهت بهم می‌ریزد.»

تجربه نشان داده که اختلاف و جدال باندهای حُکومتی بر سر بُحران خارجی، بیشتر از آنکه جدال رویکردهای مُتفاوت در این پهنه باشد، همواره نزاع بر سر قُدرت و ثروت و تنظیم توازُن نیرو بین مُدعیان بوده است. در دوره‌ای «اصلاح‌طلبان» و «مُحافظه‌کاران سُنتی» و زمانی «اعتدال‌گرایان» و «اُصولگرایان» از این دریچه یا در پی کسب هژمونی بودند و یا از هژمونی خود حفاظت می‌کردند. کشمکش امروز نیز دارای همین مضمون است، با این تفاوُت که در شرایط دیگری جریان می‌یابد که از جنگ و جانشینی مُجتبی رنگ گرفته است. این بار طرفهای درگیر چاره‌ای جُز تقسیم منافع و زیانها ندارند. نزاع فقط بر سر آن است که سهم بُزُرگتر از کیک منافع از آن کیست و «جام زهر» را چه کسی چند جرعه بیشتر بنوشد.

 

 

بازگشت به صفحه نخست