فراسوی خبر... پنجشنبه ۲۵ تیر

مُجتبای مجازی، زیگزاگ حقیقی

منصور امان

شکاف بین بازماندگان خامنه‌ای بر سر بُحران جنگ و مُذاکره شدت گرفته است. آنها در عمل از در پیش گرفتن یک سیاست واحد در برابر حیاتی‌ترین و خطرناک‌ترین تهدیدی که رژیم‌شان با آن روبرو شده‌، عاجزند. نتیجه مادی، حرکت زیگزاگ‌مانند آنهاست که از «مُذاکره» به جنگ، از جنگ به «تفاهُم» و از «تفاهُم» به جنگ رسیده است.

جنگ و مُذاکره شفاف‌ترین صحنه‌ای است که در آن بلاتکلیفی در کانون قُدرت به چشم می‌آید. در حالیکه ائتلاف قالیباف-پزشکیان بر سر آتش‌بس یک «تفاهُمنامه» را با آمریکا به امضاء می‌رساند، سپاه پاسداران با حمله به نفتکشها این حرکت را خُنثی و میدان را از آنها پس می‌گیرد.  

یک عامل قُفل شدگی سیستم، بُحران هژمونی است. در فقدان یک نیروی فرادست که بتواند اراده خویش را بر دستجات و زیرمجموعه‌های خود تحمیل کند یا بین آنها مانُور بدهد، به جای حاکمیت یک سیاست، تقابُل سیاستهاست که فرمان می‌راند؛ سیاستهایی که به گونه پیوسته در حال تضعیف یا خُنثی کردن یکدیگرند، در دوره‌ای غالب می‌شوند تا به شتاب به زیر کشیده شوند.

روند انتقال قُدرت پس از هلاکت علی خامنه‌ای به گونه واقعی انجام نشده و به اتمام هم نرسیده. اگرچه با اُلگوبرداری از رژیمهای سلطنتی، مُجتبی جانشین پدرش شد تا تداوُم وضع موجود را حتی در نام و چهره حاکم پیشین شبیه‌سازی کند. اما غایب بودن او این تمهیدات و نیز آرایشهای بعدی را بی‌اثر و بدون معنای عملی کرده است.

یک نشانه هژمونی نداشتن مُجتبی، پیشبُرد مواضع او – یا آنچه که به نام مواضع وی مُنتشر می‌شود – از سوی تجمُعات شبانه است که کارگردانی آن را اراذل و اوباش حُکومتی به عُهده دارند. او از آنها به مثابه ابزار فشار و ارعاب خیابانی ‌علیه رقیبان سازمان‌یافته‌اش استفاده می‌کند. اما توسُل به ابزاری که نیروی سیاسی واقعی نیست، بیش از همه می‌تواند نشانگر این باشد که او فاقد اهرم موثر برای به کُرسی نشاندن خواسته‌ها و تصمیماتش است.

روشن آن است که مُجتبای مجازی و طیفی که زیر نام او حرکت می‌کنند، کلید تصرُف بارگاه قُدرت را در جنگ و ویرانه‌های آن جُستُجو می‌کنند و از هیچ تحریکی برای شُعله‌ور کردن آتش آن فرو نمی‌گذارند. رُقبای وی نیز اما فرشتگان صُلح نیستند، آنها فقط از فُرصت به‌دست آمده برای جا انداختن توازُن جدید قُدرت استفاده می‌کنند و در این راه نقش تاخیری در بُحران جنگ به گونه مُشخص و بُحران خارجی به گونه کُلی بازی می‌کنند.

جنگ دیروز و امروز نتیجه کشمکش در دستگاه قُدرت حاکم نیست، این نزاع تنها شتاب درگرفتن آن را کُند می‌کند یا سُرعت می‌بخشد. جنگ یک نمود بیرونی دیگر از مجموعه تضادهایی است که استبداد مذهبی حاکم با جهان پیرامون خود دارد و تنها در ستیز دائمی با آن است که برای خود شانس بقا مُتصور است. برای پُشت سر گذاشتن جنگ باید از روی ج.ا عُبور کرد.   

    

 

 

بازگشت به صفحه نخست