بررسی مسائل روز در فراسوی حماسه سیاهکل

متن سخنرانی زینت میرهاشمی در مراسم گرامیداشت حماسه سیاهکل

 

سلام می کنم به همگی و درود بر شما ... صمیمانه از شما تشکر می کنم که با حضورتان در این بزرگداشت ما را همراهی می کنید.

 

از رفقای برگزار کننده برنامه تشکر می کنم که این افتخار را به من دادند که در چهل و سومین سالگرد حماسه سیاهکل، از فدائیانی سخن گویم که برای شکستن قفس ظلم، خود را از قفس تن رها نمودند.

 

به یاد ستار بهشتی، کارگر وبلاگ نویسی که با قلم خود بر تاریکیها نور انداخت و جان خودش را در این راه فدا داد. ستار بهشتی گفت:ما پا در این میدان نهادیم، یا قفس ظلم را می شکنیم یا از قفس تن رهایی می یابیم

 

چهل و سه سال پیش در شرایطی که اختناق و سرکوب در کشور ما حاکم بود، تنی چند از مبارزان انقلابی، عزم جزم کردند و تصمیم گرفتند که بر تاریکی شب غلبه کنند. این مبارزان راه آزادی حماسه و رستاخیز سیاهکل را آفریدند.

 

اما آن چه در 19 بهمن سال 1349 در شهرک سیاهکل اتفاق افتاد را نباید فقط حمله به یک پاسگاه کوچک تصور کرد. درست است که رویداد حمله به یک پاسگاه کوچک بود...اما همین اقدام کوچک در شرایطی اتفاق افتاد که در حقیقت قلب دیکتاتوری را نشانه گرفت و درد آن را شاه به خوبی حس کرد و برای همین شخصاً بر سرکوب این مبارزان نظارت می کرد.

برای همین است که ما از رستاخیز سیاهکل صحبت می کنیم. زیرا در شرایط خفقان و سکون و در اوج ناامیدی مردم و نیروهای روشنفکر، این رویداد سکوت را شکست و رژیم دیکتاتوری شاه را که در اوج قدرت نمایی بود و ایران را جزیره ثبات می نامید، به مبارزه طلبید. یعنی عده ای از نیروهای انقلابی با دست زدن به عمل مسلحانه رژیم را به چالش طلبیدند و راه را به مردم نشان دادند. اما چرا عمل مسلحانه؟ و آن شرایط چه بود؟ این جویندگان شادی، این شیفتگان آفتاب، این شیفتگان عدالت، چرا برای سربلندی نور و ایمان جانبازی کردند. رمز و راز پیدایی این جاودانگان تاریخ است که کسی را در برابر خود بی تفاوت نمی گذارد.

 

با حماسه سیاهکل جنبش نوین کمونیستی و مستقل  از همه قطبهای جهانی وقت و در پاسخ به شرایط روز متولد شد. هزاران زن و مرد به جنبش فدایی پیوستند. از نسترن آل آقا، پویان، مهرنوش و مرضیه تا بیشماران .... و امروز می بینیم عده ای خودشان را به گونه ای به این نام پر افتخار وصل کرده اند و علیرغم زیر پا گذاشتن جوهر آرمان این رفقا، همچنان نام فدایی را با خود حمل می کنند و بر بستر خاطرات گذشته خود نان می خورند.

همه ساله شاهدیم به مناسبت 19 بهمن و به ویژه نزدیکی با روزشمار انقلاب ضد دیکتاتوری شاه ، در باره جنبش فدائی، رویداد سیاهکل، بنیانگذاران و رهبران این جنبش مانند رفقا امیرپرویز پویان، مسعود احمد زاده، بیژن جزنی، حمید اشرف و علی اکبر صفایی فراهانی  بسیاری از افراد با گرایشهای متفاوت می نویسند. قلم به مزدان وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی هم خود را از نوشتن در این مورد بی نصیب نمی گذارند. افزایش حجم نوشتاری در مورد این موضوع دلیل محکمی بر اثرگذاری این رویداد در مبارزه رهایبخش مردم علیه دیکتاتوری در تاریخ معاصر ایران است.

 

رویداد سیاهکل، برآمد عملی شدن ادعاهای نسلی بود که مصمم بودند نه تفسیرگر شرایط زمان باشند بلکه، تلاشگر راه رهایی باشند. اگر انها تفسیرگر فقط بودند امروزه افرادی همچون محمود نادری و رضا خجسته و عوامل ریز و درشت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی وقت و پولشان را برای پاک کردن جایگاه آنها در تاریخ مصرف نمی کردند.

 

حالا واقعا این جوانان چه کاری کردند که امروز مارکهای خشونت طلب، عقب افتاده، بی مطالعه، دنباله رو کاسترو و چه گوارا، عاشق اسلحه و .... از این چرندیات بعد از 43 سال به انها زده می شود. یکی از نمونه های جدید، چرندیات قلم زن نشریه به اصطلاح اندیشه پویا است.

حتما این روزها دیدید و خواندید که فردی به نام رضا خجسته مطلبی با عنوان فدائیان جهل در این نشریه نوشته است. برخورد او به پویان موجی از تنفر را به وجود اورده است. مطلب این جعل کننده تاریخ شبیه همان کتاب نادری است. این تاریک اندیشان اطلاعاتی وظیفه شان این است که بعد از اعدام و قتل عام مخالفان و دگراندیشان، اندیشه و آرمانهای انها را از تاریخ محو کنند. این خیال خام است. شط نیرومند تاریخ را نمی توان زیر سیاه قلم مرتجعان دفن کرد.

 

البته در مقابل نوشته های قلم به مزدان وزارت اطلاعات با انبوهی از مطالب، شعر و داستان در مورد حماسه سیاهکل و آفرینندگان آن روبرو هستیم. بزرگداشت حماسه سیاهکل در کوه پایه ها، خانه ها، خوابگاههای دانشجویی و قلبهای مردم برگزار می شود. یکی از نمونه های اخیر، نشریه کانون مدافعان حقوق کارگر است که به تاثیر سیاهکل در مبارزه کارگران در آن زمان پرداخته است.

 

چرایی و پیدایی حماسه سیاهکل با پایان طپش قلب آغاز کنندگان آن در جوخه های اعدام از طپش باز نایستاد و انقلابی را در نوردید و همچنان یکی از مباحث روز است. به گمان من تا دیکتاتوری است و مبارزه علیه آن وجود دارد و تا تحقق شعارهایی مانند آزادی، برابری، دموکراسی، عدالت اجتماعی و سوسیالیزم، حماسه سیاهکل از جمله دستاورد و تجربه های زنده برای پیش برندگان این آرمانها خواهد داشت. 

ما کمونیستهای آگاه خود را پاسدار آرمانهای رفقای شهید فدایی که همانا مبارزه برای استقلال، صلح، دموکراسی، عدالت اجتماعی و سوسیالیسم است، می دانیم و معتقدیم که جنبش فدایی ویژه گیهایی داشت که هنوز می توانیم از آن بیاموزیم و به کار ببندیم.

 

از ویژه گیهای بارز و مشخص این رویداد، که امروزه روی آن تاکید می کنیم این است که مبارزه آری، تسلیم نه. باید به جنبشهای مردمی، مبارزات کارگری و دانشجویی و زنان چشم دوخت. سرنگونی آری، تسلیم به قانون اساسی و ولایت فقیه نه. و به هر نوع حرکتی که در خدمت طولانی تر کردن رزیم ولایت فقیه باشد، نه می گوئیم.

 

خوب برای عینی کردن دستاوردها و تجاربی که از این رویداد ما آموخته ایم به شرایط روز اشاره می کنم.

از دیدگاه ما تضاد عمده و کانون ستیز در جامعه ایران که از خصلت و ماهیت مناسبات اقتصادی و قدرت سیاسی ناشی می شود، تضاد بین مردم و قدرت سیاسی یعنی استبداد مذهبی ولایت فقیه است. این تضاد به طور ممتد در رویارویی مردم و جنبشهای اجتماعی با رژیم خود را نشان می دهد.  اگر مردم فرصت و امکانی بیایند نظراتشان را نشان می دهند.

 

رژیم ایران مدافع آزادی تجارت به شکل سوداگری، جلب حمایت انحصارات نئولیبرالی و ساخت و پاختهای بین المللی است. فساد در حکومت بیداد می کند. اقتصاد شبه دولتی، ویژه خواران، رانت خواران و آقازاده ها ، تسلط سپاه پاسداران بر اقتصاد و ... از ویژه گیهای جمهوری اسلامی است.

جراحی اقتصاد که با احمدی نژاد کلید خورد، سیاست هدفمندی یارانه ها یا بهتر بکویم حذف یارانه ها، تلاش برای عضو شدن در سازمان جهانی تجارت و در آخر صحبتهای حسن روحانی در داووس را می توان نام برد.

 

جمهوری اسلامی یک رژیم دیکتاتوری مذهبی است که با سرکوب در داخل و صدور بنیادگرایی و ایجاد تنش و بحران در منطقه تا کنون توانسته است بر جا بماند. این رژیم در منطقه سیاستی جنگ طلبانه و مانعی برای برقراری صلح و آرامش است. دخالتهای رزیم در عراق دفاع او از دیکتاتور نوری المالکی و قتل عام و کشتار اعضای سازمان مجاهدین در کمپهای اشرف و لیبرتی و .. کشتار زندانیان سیاسی چه با اعدام و چه در زیر شکنجه و یا محروم کردن آنها از مداوا و بهداشت.

همه اینها نشان دهنده وضعیت بحرانی رزیم است که برای حفظ خود دست به هر کاری می زند.

در مقابل بحران موجود و یا بحران سرنگونی ، رزیم و خامنه ای در راس آن تلاش می کنند بحران را به سود خود مدیریت کنند. سیاست یکدست سازی و گزینش احمدی نژآد و چینش مقامهای امنیتی و نظامی در دولت او در این جهت بود. این سیاست شکست خورد. قیام سال 88 اتفاق افتاد.

فعالیت اتمی برای رسیدن به سلاح اتمی، تحریمهای بین المللی به دنبال قطعنامه های شورای امنیت، و دشوار تر شدن وضعیت رژیم به توجه به تکیه آن بر نفت و ... همه اینها رویدادهایی بود که برامد آن روی کار آمدن حسن روحانی و تن دادن خامنه ای به وارد کردن بعضی مغلوب شدگان از قدرت بود.

 

توافق ژنو و بیانیه امضا شده برای 6 ماه جرعه هایی از جام زهری است که به خامنه ای خورانده شده و همچنمان ادامه خواهد داشت.

این رویدادها نشان می دهد که قدرت حاکم نمی تواند به شکل گذشته حکومت کند. خامنه ای تلاش می کند مردم را در پایین سرکوب کند، فشار و سرکوب را بر زندانیان افزایش دهد و شکاف در بالا را ترمیم نماید.  او می خواهد که در بالا باندهای مختلف را برای حفظ نظام به سازش با هم بکشاند اما توانایی و اتوریته چنین کاری را ندارد.

بر همین منظر چشم انداز نه کاهش بحران در بالا و سازش باندهای حکومتی بلکه گسترش شکاف خواهد بود.

به عنوان نمونه می بینیم نتیجه توافق ژنو شکاف را بیشتر کرد. حرکتهای تیم ظریف و حسن روحانی شکاف را دامن زده است.

رویدادهای درون هرم قدرت بازتابی از تمایلات و خواسته های مردم در برابر حکومت است.

سوالهایی مانند

آیا این رژیم چه با روحانی و چه احمدی نژآد و چه های دیگر آیا دیکتاتوری است

 

در مقابل دیکتاتوری باید مبارزه کرد یا تعامل کرد

دیکتاتوری است که مبارزه را به وجود می آورد و حتا شیوه مبارزه را تحمیل می کند یا مبارزه است که دیکتاتوری به وجود می آورد

آیا دیکتاتوری و یا حکومتگران بازتولید خشونت می کنند و یا مبارزه علیه دیکتاتوری است که خشونت تولید می کند

سرانجام آیا باید رژیم سرنگون شود و تمامی قوانین ارتجاعی آن از بین برود

آیا این رژیم ظرفیتهایی تن دادن به یک انتخابات آزاد زیر نظر سازمان ملل را دارد یا نه

و البته یک سری سوالهای دیگری که در ذهن همگی شما می گذرد

 

در پاسخ به این سوالهاست که صف بندیهای سیاسی و عملی شکل می گیرد.

در شرایطی هستیم که رزیم ولایت فقیه تمامی خواسته های اجتماعی و انسانی را بی رحمانه و در شکل خشن سرکوب می کند. در برابر این دیکتاتوری وحشی، جنبش ضد دیکتاتوری وجود دارد.

در برابر جمهوری اسلامی، جمهوری دموکراتیک می تواند وجود داشته باشد.

در برابر حکومت دینی، حکومتی لائیک و جدایی دین از دولت برابری می کند

در برابر اقتدار ولی فقیه، آزادی، دموکراسی و مشارکت مردمی در امر سرنوشت خود برابری می کند.

 

مفاهیمی که در بالا شمرده شد هنگامی که به عمل اجتماعی تبدیل شوند، دو جبهه ایجاد می کند. در تقابل و رویارویی این دو جبهه انسانهای مبارزه و آگاه راه سومی پیدا نمی توانند بکنند. می توان به تلاش برای سعادت مردم و تکامل جامعه کمک کرد و یا در خدمت قدرت حاکم حرکت کرد. این حرکت می تواند لابی گری برای جمهوری اسلامی، چشم بستن بر نقض حقوق بشر و کشتار زندانیان سیاسی، نقض حقوق اقلیتهای مذهبی و کشتن آنها، و ... جلوه دادن ایرانی دیگر با حسن روحانی و یا بهتر بگویم آنچه که دوست داریم باشد با حسن روحانی از رویا به تصویر بکشیم  و یا این که ناسازگاریهای مردم با ظلم، جهل و تاریکی را به نیروی مادی برای تغییر و تحول دموکراتیک و توسعه ای پایدار تبدیل کنیم.

 

هیچ تغییر و تحول دموکراتیک که به بهبود جامعه ایران کمک کند از دل این رژیم برنمی آید. کشمکش باندهای حکومتی ، مال مردم نیست اگر چه نشات گرفته از تضاد مردم با حکومت است. بر همین منظز همه باندهای حکومتی در سرکوب مردم با هم مشترک المنافع هستند. 

و ما به مثابه یک جریان سیاسی چپ، خود را جزیی از جنبش آزادیخواهی بیشماران می دانیم. که برای سرنگونی رزیم استبدادی مذهبی ولایت فقیه و تحقق یک جمهوری مستقل، دموکراتیک و غیر دینی تلاش می کنیم.

ما به رادیکالیزه کردن جنبش کارگری، دانشجویی و حرکتهای زنان، جنبشهای مردمی برای سرنگونی کمک می کنیم. ما به تمامی شگردهایی که به ماندگاری رژیم کمک کند جواب منفی می دهیم.

 

هر چشم اندازی که در افق تحولات آتی باشد، ما برای پیشبرد امر انقلاب دموکراتیک تلاش می کنیم. بدیهی است ما از هر روزنه و شکافی در درون هرم قدرت سود می جوئیم. اما یک لحظه تردید نمی کنیم که در خدمت تحقق انقلاب دموکراتیک در این مرحله هستیم. از این نظر ما مدافع ایجاد جبهه همبستگی و مدافع اتحاد و همکاری بین نیروهای جمهوریخواه هستیم. با تکیه بر همین دیدگاه ما در الترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت عضو هستیم. ما از هر جنبش دموکراتیک علیه نظام موجود حمایت می کنیم.

بدین ترتیب راه بزرگی که از سیاهکل آغاز شد را ادامه می دهیم.

پیروز باشید

 بازگشت به صفحه نبردخلق