گوشه هایی از زندگی  حماسه آفرینان سیاهکل

 

علی اكبر صفایی فراهانی

رفیق علی اكبر صفایی فراهانی در سال 1318 در تهران به دنیا آمد. او پس از تحصیلات ابتدایی وارد هنرستات صنعتی شد و در خلال تحصیل در یک چاپخانه هم کار می کرد.

رفیق صفایی در هنرستان با رفیق سعید کلانتری آشنا شد و به همراه او و رفقا اسکندر صادقی نژاد و جلیل انفرادی، گروه کوهنوردی کاوه را تشکیل داد.

او که بعد گذراندن دوره هنرستان در سال 1342 به تدریس در شهر ساری اشتغال یافته بود، همزمان با آن به تحصیل در دانشکده علم و صنعت تهران پرداخت و با مدرک مهندسی فارغ التحصیل شد. در همین دوره بود که با رفیق عباس مفتاحی نیز آشنا شد.

سه سال بعد (1345) از طریق رفیق کلانتری (مشعوف) با گروه رفیق جزنی در ارتباط قرار گرفت و بعد از ضربه خوردن گروه، برای آموزش و کسب تجربه به فلسطین رفت.

رفیق صفایی به دلیل تواناییهای عملی و نظری به زودی در زمره یکی از فرماندهان برجسته سازمان آزادیبخش فلسطین درآمد. او با نام مستعار ابوالعباس، از فرماندهی یک پایگاه چریکی تا مسوولیت یک واحد نظامی 150 نفری را به عهده داشت.

در سال 1348 با هدف تشکیل یک گروه چریکی به ایران برگشت و پس از آنکه دریافت حمید اشرف و رفقای دیگر گروهی را با اهدافی مشابه سازماندهی کرده اند، برای تهیه اسلحه و تدارکات به فلسطین مراجعت کرد. یک سال بعد، فرمانده صفایی فراهانی به همراه رفیق محمد صفاری آشتیانی در ایران بود و پروژه بنیان گذاری جنبش نوین کمونیستی می توانست جرقه زده شود. 

پس از چند ماه شناسایی، تیم کوه در شهریور 49 برای تدارکات و عملیات شناسایی در دو دسته به سمت جنگلهای شمال به حرکت درآمد.

رفیق صفایی فراهانی چند روز بعد از عملیات حمله به پاسگاه سیاهکل و نبردهای قهرمانانه متعاقب آن با ارتش شاه، در حالی که به همراه رفیق جلیل انفرادی برای نجات جان رفیق هوشنگ نیری به روستای چهل ستون وارد شده بود، به تحریک کدخدا توسط عده ای از عوامل وی دستگیر شد. رفقا در حالیکه مسلح بودند، حاضر به شلیک به روی افراد غیرنظامی مزبور نشدند.

سینه پر از عشق فرمانده علی اکبر صفایی فراهانی در صبح زمستانی 26 اسفند 1349 در میدان تیر چیتگر آماج گلوله های مزدوران رژیم شاه شد.

 

هوشنگ نيری

رفيق هوشنگ نيری در سال 1327 در شهرستان لاهيجان به دنیا آمد. او فعالیت سیاسی تشکیلاتی خود را از سال 1346، از دوره سربازی و زمانی که به عنوان سپاهی دانش در یکی از روستاهای خرم آباد تدریس می کرد، آغاز نمود.

رفیق نیری که در ارتباط با رفیق صفایی فراهانی فعالیت می کرد، بخشی از مسوولیت سازماندهی و تهیه امکانات و تدارکات را برعهده داشت.

رفیق هوشنگ نیری در جریان حمله به پاسگاه سیاهکل زخمی و چند روز بعد در یک خانه روستایی همراه رفقا علی اکبرصفایی فراهانی و جلیلی انفرادی دستگیر شد. او در 26 اسفند تیرباران شد.

 

شجاع الدین مشیدی

شهر رشت زادگاه رفیق مشیدی بود که او را در سال 1321 در بر گرفت. در سال 1340 با رتبه ممتاز کنکور وارد دانشگاه پلی تکنیک شد و به دلیل فعالیت پیگیر در جهت حقوق صنفی، دانشجویان او را به عنوان نماینده خود برگزیدند.

دوسال بعد از پایان تحصیلات در رشته برق، در سال 1346 با گروه رفیق جزنی در ارتباط قرار گرفت و فعالیت سیاسی تشکیلاتی خود را آغاز کرد. او در سال 49 به عضویت تیم شهر گروه جنگل درآمد و در 12 بهمن دستگیر و در 26 اسفند در میدان تیر چیتگر جانش را فدای آزادی مردم ایران کرد.

 

 

جلیل انفرادی

در سال 1319 در شیراز و در یک خانواده زحمتکش کارگری به دنیا آمد. رفیق جلیل از سن 14 سالگی پا به دنیای کار گذاشت تا با شانه های کوچکش سهمی را در معاش خانواده به عهده بگیرد. او که بعدها به عنوان جوشکار در کارخانه "جنرال استیل" اشتغال داشت، با رفیق اسکندر صادقی نژاد آشنا شد و به همراه او سندیکای فلزکاران و مکانیکها را پایه گذاری کرد.

رفیق جلیل که کوهنوردی زبده بود، به همراه رفقای دیگرش در گروه کوهنوردی "کاوه"، پناهگاهی در قله توچال ساخت که به نام "پناهگاه کارگر" مشهور است.

رفیق جلیل در سال 1344 با گروه رفیق جزنی آشنا شد و 4 سال بعد در ارتباط با گروه جنگل قرار گرفت. او از نخستین اعضای گروه جنگل بود.

او چند روز پس از عملیات سیاهکل، در حالی که برای نجات جان رفیق زخمی، ایرج نیری از کوه پایین آمده بود، دستگیر و در 26 اسفند سرودخوانان جان بر سر عهد نهاد.

 

 

ناصر سیف دلیل صفایی

در سال 1322 در سنگسر متولد شد اما بعدها خانواده او به بندر ترکمن مهاجرت کرد او تحصیلات ابتدایی خود را در همین شهر به پایان برد. در سال 1340 با رتبه اول کنکور در استان مازندران، وارد دانشگاه پلی تکنیک شد و از همان آغاز به فعالیتهای صنفی روی آورد که در همین رابطه مسوولیت کتابخانه دانشگاه به عهده او گذاشته شد.

رفیق ناصر 5 سال بعد در رشته مکانیک فارغ التحصیل شد و در سال 1346 با گروه رفیق جزنی آشنا و همکاری خود را آغاز کرد. مسوولیت اصلی او در این دوره، تدارکات برای آغاز مبارزه مسلحانه بود. او در همین رابطه در سال 1349 به عضویت تیم شهر گروه جنگل درآمد. در 12 بهمن همین سال به اسارت دشمن درآمد و در 12 اسفند از خون خویش پرچم مبارزه و ایستادگی برافراشت.

 

احمد فرهودی

در سال 1320 در ساری چشم به جهان گشود و پس از پایان تحصیلات در همین شهر در اداره دارایی به کار مشغول شد. با گروه رفیق احمدزاده در سال 1346 ارتباط برقرار کرد و به فعالیت پرداخت. سه سال بعد در تیمی متشکل از رفقا حمید توکلی، کاظم سلاحی و احمد زیبرم عملیات مصادره بانک ونک را اجرا کرد.

رفیق فرهودی در بهمن 1349 به گروه جنگل پیوست و پس از عملیات پاسگاه سیاهکل، او به همراه چهار تن دیگر از رفقای تیم کوه در حالی که به یک انبار ذخیره آذوقه مراجعه کرده بود، به محاصره دشمن درآمد. رفیق فرهودی بعد از 48 ساعت نبرد دلیرانه با مزدوران شاه و در انتهای توان جسمانی خود به اسارت آنها درآمد و در 26 اسفند تیرباران شد.

 

 

غفور حسن پور اصیل

رفیق غفور در سال 1321 در لاهیجان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را در همین شهر گذراند و سپس در سال 1341 وارد دانشگاه پلی تکنیک تهران شد و از سازمان دهندگان اصلی مبارزات صنفی دانشجویی و تشکل آنها بود. سه سال بعد او به گروه رفیق جزنی پیوست و در سال 1346 نیز با درجه مهندسی شیمی و پتروشیمی از دانشگاه فارغ التحصیل شد.

پس از ضربه خوردن گروه جزنی در زمستان سال 1346، با پشتکار و شجاعت بی مانند، گروه را بازسازی کرد و به عضویت کادر رهبری گروه جنگل درآمد. رفیق غفور حسن پور اصیل در سال 1348 شناسایی شد و تحت تعقیب ساواک قرار گرفت. او در دی ماه 1349 پس از دستگیری یک از اعضای محفلی که با آن رابطه داشت، به چنگ دستگاه امنیتی افتاد و در 26 اسفند با سر افراشته پا به میدان آخرین نبردش گذاشت.

 

 

عباس دانش بهزادی

در سال 1321 در شهرستان بم به دنیا آمد و پس از پایان دوره دبیرستان برای ادامه تحصیل وارد دانشگاه دامپزشکی تهران شد و به همراه رفیق محدث قندچی، از فعالین صنفی این دانشگاه بود.

رفیق عباس در زمره اولین کسانی بود که به عضویت گروه جنگل درآمد. او پس از عملیات سیاهکل، در محل انبار آذوقه در قله "کاکو" به محاصره دشمن درآمد اما توانست حلقه محاصره را بشکند.

رفیق عباس دانش بهزادی در 8 اسفند در انتهای توان جسمی خود دستگیر شد و 18 روز بعد در میدان چیتگر به قلمرو جاودانگی یاد و نام پا نهاد.

 

 

محمدهادی فاضلی

در فیروزآباد (استان فارس)، در سال 1323 چشم به جهان گشود. سال 1341 زمان ورود او به دانشگاه پلی تکنیک بود، جایی که فعالیت صنفی و سیاسی خود را آغاز کرد. چهار سال بعد در رشته مهندسی برق فارغ التحصیل شد و در سال 1346 در تماس با گروه رفیق جزنی قرار گرفت. در همین سال در عملیات مصادره بانک ایران انگلیس شرکت کرد.

رفیق فاضلی در سال 1349 در تیم شهر گروه جنگل سازماندهی شد. او در 12 بهمن 1349 در محل کارش در وزارت آب و برق دستگیر شد و در 26 اسفند فدایی وار، همانگونه که زیسته بود با سر افراشته جان سپرد.

 

 

محمدعلی محدث قندچی

سال 1324 در تبریز پا به جهان گذشت. با مهاجرت خانواده به تهران، دوره های دبستان و دبیرستان را در این شهر گذراند و در سال 1342 وارد دانشگاه دامپزشکی شد. او یکی از فعالین شناخته شده صنفی و سیاسی این دانشگاه بود و در جریان همین فعالیتها نیز با رفیق عباس دانش بهزادی آشنا شد.

رفیق محدث قندچی در سال 1347 با مدرک دکترا فارغ التحصیل شد و دو سال بعد به گروه جنگل پیوست و در تیم کوه مسوولیت گرفت.

رفیق محمدعلی محدث قندچی پس از یک پیکار قهرمانه 48 ساعته با نیروهای دشمن مجهز به سلاحهای نیمه سنگین و هلی کوپتر، پس از شلیک آخرین گلوله خود به اسارت درآمد و در 26 اسفند 1349 جان بر سر عهد گذاشت. 

 

 

هادی (کامران) بنده خدا لنگرودی

در سال 1319 در لنگرود متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان برد و سپس در سال 1342 به تهران رفت تا در دانشگاه پلی تکنیک به تحصیلات خود ادامه دهد. او به سرعت وارد فعالیتهای صنفی و سیاسی شد و در سال 1346 به دلیل شرکت فعال در یک اعتصاب دانشجویی، از دانشگاه اخراج و برای مجازات بیشتر، به سربازی اجباری به عنوان سپاهی دانش فرستاده شد.

رفیق هادی در سال 1348 به گروه رفیق جزنی ملحق و در تیم کوه سازماندهی شد. او جزو دسته ای بود که تحت فرماندهی رفیق علی اکبر صفایی فراهانی، دوره شش ماهه شناسایی آموزشی را گذراند.

او در 19 بهمن برای آگاه کردن رفیق ایرج نیری از شناسایی شدن و خطر دستگیری نزد او رفت. این در حالی بود که خانه رفیق نیری در محاصره دشمن قرار داشت. رفیق هادی پس از درگیری مسلحانه با مزدوران شاه، به اسارت درآمد و در 26 اسفند سینه پر از مهرش، آماج کین دشمن شد.

 

 

شجاع الدین مشیدی

در سال 1321 در رشت به دنیا آمد. دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه را به شتاب پشت سر گذاشت و با کسب رتبه ممتاز در کنکور وارد دانشگاه پلی تکنیک شد. او در طول دوران تحصیل در پلی تکنیک، یکی از فعالان مبارزات صنفی و سیاسی بود و در دوره ای نیز دانشجویان را نمایندگی می کرد.

رفیق مشیدی در سال 1344 در رشته برق با تیتر آکادمیک مهندس فارغ التحصیل شد و دو سال بعد همکاری خود را با گروه رفیق جزنی شروع کرد. در سال 1349 به عضویت تیم شهر گروه جنگل درآمد و در 12 بهمن دستگیر شد.

قلب رفیق شجاع الدین مشیدی در 26 اسفند، در میدان تیر چیتگر از طپش باز ایستاد تا یاد و نامش نبض هر فریاد جویای آزادی و عدالت باشد.

 

 

اسماعیل معینی عراقی

در سال 1321 در اراک چشم به جهان گشود. بعد از به پایان بردن تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود، در سال 1341 به دانشگاه پلی تکنیک رفت تا 4 سال بعد در رشته مهندسی برق فارغ التحصیل شود.

همکاری رفیق اسماعیل با گروه رفیق جزنی از سال 1346 آغاز شد و در ادامه، در سال 1349 به عضویت تیم شهر گروه جنگل درآمد.

رفیق اسماعیل معینی عراقی در ضربه 12 بهمن در محل کار خود (شرکت سهامی تلفن) بازداشت شد و در 26 اسفند این نهال رشید آزادی بر خاک افتاد.

 

 

محمدرحیم سمایی

در سال 1326 در تهران متولد شد. دوران پر جنب و جوش سیاسی بین سالهای 39 تا 42 سرآغاز گرایش او به سوی فعالیتهای سیاسی بود. در این زمان او در دبیرستان تحصیل می کرد. هنگامی که در سال 1345 وارد دانشگاه پلی تکنیک شد، این فعالیتها سمت و سوی روشن تری یافت. رفیق رحیم در سازماندهی مراسم توده ای درگذشت غلامرضا تختی، تظاهرات علیه اسراییل در سال 47 و اعتراض گسترده خیابانی به گران شدن بهای بلیط اتوبوس واحد در همین سال نقش به سزایی داشت.

رفیق سماعی در سال 1349 در تیم کوه گروه جنگل سازماندهی شد و مسوولیت بخشی از تدارکات گروه را به عهده گرفت. او از اعضای دسته شش نفره ای بود که تحت فرماندهی رفیق علی اکبر صفایی فراهانی، دوره شش ماهه شناسایی آموزشی را گذراند.

رفیق رحیم در اول اسفند 1349، پس از عملیات سیاهکل، به همراه 5 نفر از رفقا به محاصره دشمن درآمد. رفیق محمدرحیم سمایی بعد از یک رشته نبردهای دلاورانه، از تن خود سلاحی ساخت و به صفوف دشمن زد.

 

 

اسکندر رحیمی مسچی

در سال 1326 در لاهیجان پا به دنیا گذاشت و همانجا نیز تحصیلات ابتدایی و متوسطه را به پایان برد. در سال 1346، زمانی که دوره سربازی اجباری را می گذراند، به عضویت گروه رفیق جزنی درآمد. رفیق اسکندر سپس به عنوان آموزگار در شهرستان فومن به کار مشغول شد.

سال 1349 هنگامی بود که او به فعالیت در تیم شهر گروه جنگل پرداخت و در 12 بهمن همان سال دستگیر شد.

رفیق اسکندر رحیمی در 26 اسفند در میدان تیرباران با خون خود بر عهدش با خلق مُهر گذاشت.

بازگشت به صفحه نبردخلق