شکست سیاست امپریالیسم و بزرگنمایی داعش

 

آناهیتا اردوان

 

خبر فتح شهر "موصل"، مرکز استان نینوا در شمال عراق، بزرگترین شهر بعد از بغداد، در روز سه شنبه 10 ژوین توسط شورشیان، در بحبوحه اعلام نهایی نتایج نمایش انتخاباتی و تشدید تضاد بین "حزب الدعوه" و احزاب سیاسی بر سر تقلبهای کلان توسط مالکی جهت غصب قدرت سیاسی، بحران پیچیده عراق را وارد مرحله بغرنج تری کرد و سرفصل نوینی را در روند تاریخی تحولات عراق، منطقه و جهان باز نمود. این رویداد، نقش مخرب و پیامدهای ناشی از سیاستهای امپریالیسم و استبداد ولایت فقیه  در عراق و منطقه را بیشتر از پیش آشکار ساخت. براساس گزارش خبرگزاریها، شورشیان بنیادگرای مذهبی موسوم به "داعش" بعد از موصل، شهر "تکریت" و بخشهایی از شمال کشور را نیز به تصرف در آورده اند. شبه نظامیان مزبور، در مرزهای شهر "تلعفر"، "بیجی" و بغداد در حال درگیری با نیروهای طرفدار دولت مرکزی عراق هستند. در هنگام نگارش این مطلب، رسانه های جهانی از تشدید نبرد بین نیروهای "دولت اسلامی عراق و شام" (داعش) و نیروهای دولتی عراق از جمله شبه‌ نظامیان شیعه بر سر پالایشگاه بیجی، بزرگترین پالایشگاه نفت عراق و فرودگاه شهر استراتژیک تلعفر خبر دادند.

تحولات اخیر عراق به اصلی ترین و مهمترین موضوع مورد بحث و مجادله محافل و نهادهای امپریالیستی، از هنگام سقوط سایگون، پایتخت ویتنام جنوبی به دست ارتش خلق ویتنام و جبهه آزادی ملی در تاریخ 30 آوریل سال 1975 بدل گشته است. فروپاشی مفتضحانه ارتش نوری مالکی که توسط پنتاگون با خرج 22 میلیارد دلار تشکیل، مسلح و طی یک دهه تعلیم و تربیت شد، نشان از شکست پروژه مداخله نظامی و انفجار مجموعه فرآیندها و سیاستهایی دارد که بیش از دو دهه بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، توسط امپریالیسم آمریکا و همپیمانانش در عراق به مثابه کانون تشکیل "خاورمیانه بزرگ"، به جریان افتاد.

اکنون، نخبگان و مدافعان نظام سرمایه داری و تیوریسینهایی که از تصمیم تهاجم نظامی به عراق در سال 2003 تحت ادعای دروغینِ "صدور دموکراسی"، "مبارزه علیه تروریسم" و "انهدام تسلیحات کشتار جمعی" قاطعانه دفاع می کردند، انگشت اتهام را جهت لاپوشانی دلایل اصلی به سوی داعش نشانه گرفته اند. رویدادهای اخیر عراق، شکست تسلط سیاستهای نو - لیبرالیسم اقتصادی جهت افزایش سود و انباشت بیشتر سرمایه، انحصار منابع زیرزمینی نفت و گاز، تعیین و تنظیم دلخواه قیمت و میزان صدور نفت و در خاتمه حفظ و تثبیت تسلط امپریالیسم بر جهان که با حمله به عراق برای تشکیل "خاورمیانه بزرگ" آغاز گردید را آشکار ساخت. این شکست نشان داد که امپریالیسم قادر نیست پیوسته با تاکتیکهای همیشگی به چپاول نعمات مادی و معنوی کارگران و زحمتکشان کشورهای دیگر بپردازد. برخی مواقع شرایط دقیقا عکسِ هدفی که سالها و دهه ها برایش سرمایه گذاری کرده اند و برخلاف ادعای بیسمارک مبنی بر اینکه "سرمایه داری منافعش را با آتش و دود به پیش می برد"، تغییر می کند.

یکی از نخستین استعاره های معروف جورج دبلیو بوش پس از حمله و اشغال کشور عراق، مثال دوچرخه و عراق بود. وی صدور دموکراسی را در عراق به آموزش دوچرخه سواری به کودکان تشبیه می کرد و گفت: "عراقیان درحال آموزش دوچرخه سواری و شما در حال تعلیمِ دوچرخه سواری به آنان هستید. ابتدا دو دستی پشت زین دوچرخه آنان را می گیرید، بعد یک دست، بعد دو انگشت و سپس یک انگشت به طوری که به سختی زین را لمس می کنید. در رابطه با صدور دموکراسی به عراق نیز همینگونه است؛ ما نمی دانیم چقدر زین دوچرخه آنان را می بایست نگاه داریم و در آینده چه گامهایی در این مسیر باید برداریم، این پرسش را نمی توانیم امروز به جهانیان پاسخ دهیم. ولی می توانیم بگوییم که آغاز خوبی داشتیم."

 

وقایع و رویدادهای اخیر عراق نشان می دهد که کلاس دوچرخه سواری مدعیان نظم نوین جهانی مختل گشته است. دولت دست نشانده آمریکا حتی قادر نشد قانون خصوصی سازی نفت و گاز عراق را برای حامیان خویش در پارلمان بقبولاند. اگرچه امپریالیسم از شکستهایش در تاریخ عبرت نمی گیرد و همواره تلاش می کند با تاکتیک دیگری، اهداف پیشین را دنبال کند، اما مبارزه ریشه دار و سازمان یافته مسلحانه خلق عراق، به ویژه جمعیت سنی مذهب که در برابر ساختار خودکامه مالکی و سیاست اشغالگران قد علم کرده، برخلاف تبلیغات مسموم و عوام فریبانه ای که این مبارزه را با قد و قامت داعش، به عنوان دستاویزی جهت راه اندازی مجدد کارناوال "مبارزه با تروریسم" اندازه می گیرد، پیش می رود.

 

داعش بازیچه دست امپریالیسم و رژیم ولایت فقیه

جارو جنجال دستگاه خبرپراکنی امپریالیستی و رژیم ارتجاعی ایران در بزرگنمایی داعش و نادیده گرفتنِ مبارزه بیش از دو سال شهروندان عراقی، مشابه عوام فریبی و ابهام سازی رسانه های مزبور در تبلیغ و ترویج پروژه ریاکارانه جنگ علیه "تسلیحات کشتار جمعی" در سال 2003 است. اینان تصمیم دارند تا با تلفیقِ فریبکارانه حقیقت و دروغ به اهداف مشخص دست یابند.

به بیان دیگر، اینکه داعش نیروی افراط گرای مذهبی و دارای ماهیتی تروریستی است، حقیقتی مشخص و معین است. اما، نیروی مزبور از آسمان به زمین نیفتاده، بلکه ریشه در "القاعده" به مثابه بخشی از مجموعه وسیعی از نیروهای بنیادگرای مذهبی دارد که توسط امپریالیسم آمریکا در طول جنگ سرد برای مقابله با کمونیزم بنیان نهاده شد. بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان رقابت دو اردوگاه شرق و غرب، به موازات حاکم شدن نو - لیبرالیسم بر مناسبات اقتصادی گلوبال، همکاری و همیاری قدرتهای جهان با دولتها و گروههای بنیادگرای مذهبی شکل جدیدی پیدا کرد.

بنیادگرایان مذهبی با ماهیت و ذات استثماری سرمایه داری تضاد بنیادی ندارند و خواستارِ تشکیل خلافت اسلامی و اجرای قوانین شریعت هستند.

این مساله پارادوکسی با خود حمل می نماید که در نافرمانی و سرپیچی گروههای مزبور از نظم نوین جهانی خود را نشان می دهد. از همین رو، طرف نزاع امپریالیسم، بعد از فروپاشی اتحاد شوروی "گروههای تروریستی اسلامی" است که امپریالیسم در دوران جنگ سرد آنها را خلق کرد.

عملکرد گروه بنیادگرای مذهبی موسوم به داعش در عراق نیز مانند رویکرد آن در سوریه می باشد که با گروههای دیگر اپوزیسیون می جنگد و از همین رو بطور غیرمستقیم در خدمت حفظ و تثبیت حکومت خودکامه بشار اسد قرار دارد. در مطلب "در دفاع از مارکسیسم" پیرامون تحولات عراق آمده است؛ "خبرنگاران مخالف رژیم سوریه به مزاح می گویند، هنگام حمله هوایی بشار اسد، بهترین و ایمن ترین مکان دفتر داعش است."

این طنز به خوبی ماهیت و عملکرد دوگانه داعش را بازگو می کند. نیروهای بنیادگرا از این دست، به سرعت به دستاویزی جهت پیشبرد منافع قدرتهای منطقه و جهان به ویژه رژیم استبدادی ولایت فقیه و آمریکا بدل می گردند. داعش به قدرتهای منطقه اجازه می دهد تا تحت واژه گَل و گُشاد و مبهم "مبارزه با تروریسم" با توسل به جنگ و سرکوب بر بحرانهای خودساخته غلبه کنند. در حقیقت، ابهام سازی مشترک رسانه های امپریالیستی، رژیم ولایت فقیه و دولت نوری مالکی در منحصر ساختن مبارزه به نیروی داعش کاملا عمدی و هدفمند است. آنان با کارتی به نام "داعش"، حول یک محور یعنی سرکوب ددمنشانه قیامِ مسلحانه مردم عراق بازی می کنند. همسویی آمریکا با رژیم ولایت فقیه در عراق، و گسیل نیروهای سپاه قدس به عراق، به بهانه مبارزه با تروریسم، گواه همسویی نو - لیبرالیسم و رژیم ایران است که هر دو درتلاشند تا از جنگ علیه تروریسم، سود جویند تا بنیادهای محافظه کارانه خود را مستحکم سازند.

 

گذشت زمان و انتشار گزارشها و گفتگوهای تلویزیونی با شخصیتها و رهبران گروههای درگیر در مبارزه مسلحانه علیه ساختار خودکامه نوری مالکی، پرده از ابهام سازی پیرامون اختصاص مبارزه به داعش برگرفته است. در همین رابطه، "عبدالرحمن الراشد"، سردبیر "تلویزیون العربیه"، در مقاله ای مندرج در "الشرق الاوسط" نوشت: "داعش و القاعده در عراق حضور داشتند ولی عشایر "بیداری" آنان را در هم کوبیدند و ناپدید ساختند. عبدالستار ابوریشه اتحاد عشایر سنی عرب را به راه انداخت و شورای نجات الانبار را تاسیس کرد و تنها ظرف یکسال القاعده را که در استانهای سنی حضور داشتند، بیرون انداخت. القاعده توانست او را در سال 2007، ترور کند، اما اتحاد عشایر تا زمانی که آمریکاییها قدرت را به مالکی تحویل دادند، وجود داشت که مالکی به دلایل فرقه ای، دیگر حمایت دولت را از هزاران نفری که به صفوف "بیداری" پیوسته بودند قطع و آنها را در ارتش عراق منحل کرد! در این خلاء بود که چیزی به نام "داعش" خلق شد."

آقای عبدلرحمن الراشد اضافه می کند که داعش در درگیریهای کنونی عراق حضور دارد، ولی نیروهای قیام کننده در اکثریتند و داعش بی تردید متحدی مطمین برای مالکی و مانعی برابر انقلابیون عراق خواهد بود.

روزنامه آلمانی "فرانکفورتر آلگمانیه" در گزارش تحلیلی نوشت: "در هجوم به شهرهای عراق داعش تنها نیست، بلکه سه گروه مهم سنی عراق برای نخستین بار با یکدیگر متحد شده اند."

"طارق الهاشمی"، معاون سابق و سنی المالکی که بعدها به طرفداری از تروریستها متهم و تحت تعقیب قرار گرفت و در ترکیه بسر می برد، قیام قبایل و مردم عراقی را "یک انقلاب علیه نوری مالکی و بخشی از بهار عربی" نامید.

به گزارش العربیه، "علامه دکتر رافع الرفاعی"، معروف به مفتی دیار عراق، در پیامی تلویزیونی درباره رویدادهای اخیر عراق گفت: "اینها داعش نیستند، اینها مردان آزاده ای هستند که از ظلم و ستم مالکی به ستوه آمدند. اما حکومت مالکی و همپیمانانش برای ایجاد اختلاف میان فرزندان شهرهای آزاد شده، به انقلابیون تهمت وابستگی به "داعش" و تروریسم می زند."

به گزارش وبگاه سازمان مجاهدین خلق ایران، "شیخ علی حاتم"، از رهبران مخالف نوری مالکی با اشاره به وجود رابطه بین داعش و نهاد دولت گفت: "در بین ما داعش وجود ندارد، ما عشایر هستیم و از روز اول هم گفتیم از داعش بیزاریم ولی هدف اصلی ما این است که استبداد مالکی را از بین ببریم و بعد می توانیم همانگونه که با داعش قبلا جنگیدیم، بجنگیم."

شایان توجه است که مقاومت مردم عراق (به ویژه استانهای سنی نشین) نه به امروز و نه حتی به دو سال پیش بلکه به دوران اشغال عراق توسط آمریکا برمی گردد. "مایکل شوارتز"، جامعه شناس و نویسنده کتاب "جنگ بی پایان" می نویسد: "درک مردم عراق از چپاول و فریبکاری پیرامون صدور دموکراسی، به گسترش مبارزه علیه اشغالگران انجامید و هسته های پارتیزانی علیه اشغالگری را شکل داد."

او در همین کتاب پیرامون تشکیل هسته های چریکی در شهر فلوجه می نویسد: "عبدالله جنابی، از رهبران هسته های چریکی می گوید: بین مقاومت مردم عراق و تروریسم تفاوت فاحشی ست. ما خبرنگاران را تهدید نمی کنیم، ما پمپ بنزین و مراکز برق را منفجر نمی کنیم، ما علیه اشغال مبارزه می کنیم."

در همین رابطه روزنامه "تایمز"، 12 ژوین مصاحبه ای با یکی از شهروندان موصل را منتشر کرد که وی در آن می گوید: "وقتی شورشیان از هراس ما آگاه گشتند، به ما گفتند ما برای مبارزه با شما نیامدیم، ما اینجا هستیم تا با ارتش مالکی مبارزه کنیم."

مقایسه دو مثال بالا بیانگر رفتاری ست که با ماهیت "داعش" به هیچ وجه همخوانی ندارد.

 

دولت مستاصل مالکی بزرگترین مانع است

عراق نزدیک به ربع قرن به دلیل برخورداری از منابع غنی نفت، گاز و آب و جاذبه های ژیوپولیتیکی، گرفتارِ دخالتهای نظامی- سیاسی امپریالیسم و ام القرای فساد حاکم بر تهران به همراه نیروهای ارتجاعی دست پروده آنها می باشد و در این مدت روی آرامش و ثبات را به خود ندیده است. در جریان دو جنگ خانمانسوز تحمیلی و تحریم اقتصادی، یک میلیون و نیم عراقی به قتل رسیدند تا یک سیستم فاسد امنیتی - نظامی و سکتاریستی به رهبری نوری مالکی برای تامینِ منافعِ استعماری سرمایه داری انحصاری به قدرت رسانده شود و بر پایه سیاستهای کلان تعیین شده، جاده را با سرکوب مخالفان، اتخاذ سیاستهای مذهبی فاشیستی و تصویب قوانین خصوصی سازی و ضد ملی و مردمی هموار نماید. تحولات اخیر عراق را نمی توان آنگونه که جهان نو لیبرال در راستای پنهان سازی شکست سیاست صدور دموکراسی با توپ، تانک و بمبهای بیولوژیک و شیمیایی به جهانیان حُقنه می کند، با حضور نیروی بنیادگرای داعش توضیح داد.

استدلال "جنگ فرقه ای" نیز دامی ست دیرینه که پیش از حمله نظامی 2003، جهت انحراف و جلوگیری از همه گیر شدن مبارزه علیه تجاوزگران و سیاستهای نو - لیبرالیسم اقتصادی، روی میز طراحان پروژه خاورمیانه بزرگ قرار داشته است.

خانم "هایفا زنگنه"، نویسنده، پژوهشگر، هنرمند و فعال سیاسی عراقی در مطلبی مندرج در وبگاه "تحلیلِ سوسیالیستی"، سه سال بعد از حمله آمریکا به عراق در این رابطه چنین می نویسد: "تحمل و بردباری زیادی در جامعه عراق وجود دارد که اجازه همزیستی مسالمت آمیز بین اقوام و ملیتهای گوناگون را فراهم ساخته است. شمار جمعیت کرد در بغداد بیش از تعداد آن در شهرهای کردستان می باشد و اجتماعات شیعه نشین در سراسر عراق وجود دارند. یک چهارم جمعیت بصره، سنی هستند. تا هنگام حمله آمریکا، در تاریخ عراق به هیچ وجه جنگ فرقه ای وجود نداشته است، جنگ طبقاتی وجود داشته، ولی نه جنگ فرقه ای. جنگ فرقه ای توطیه ای کاملا دست ساز اشغالگران است. آنها حتی قصد شکستن اجتماعات شیعه را دارند. عراق کشوری بنا شده بر اساس آپارتاید قومی و مذهبی نبود. جنگ فرقه ای پیش از حمله توسط "پاول برومر" طرح ریزی شد و سپس برای سرکوب مبارزه ای که از ابتدا علیه سیاستهای آنان شکل گرفت، به کار گرفته شد. بیش از صد سال در کشور عراق جنگ فرقه ای وجود نداشت و پیشبرد چنین طرحی برای اشغالگران نیز بسیار مشکل است."

از همین رو، ریشه بحران اخیر عراق در ماهیت و عملکرد دولت مالکی، دست نشانده آمریکا و تحت فرمان رژیم استبدادی ولایت فقیه است که پاسخ بیش از دو سال مبارزه مردم عراق را با گلوله داغ، تجاوز، زندان و بشکه های انفجاری داد. مالکی تمام نهادهای مدنی، اتحادیه ها و تشکلهای کارگری را نابود ساخت، هیچکدام از بندهای قرارداد نشست اربیل از جمله تشکیل شورای ملی استراتژیک را بعد از رسیدن به قدرت اجرا نکرد. ساختار سیاسی، اجتماعات و حتی ارتش را به فرمان آمریکا بر پایه تقسیم بندی طایفی- عشیره ای بنا نهاد تا راه را برای تصویب سیاستهای خصوصی سازی ارباب بزرگش باز کند. ساختار سیاسی خودکامه و سکتاریستی را بنیان نهاد که منافع رژیم ولایت فقیه و دستجات شبه نظامی را تامین می کرد. تمام نمایندگانی که از مبارزات مردم دفاع کردند را تهدید نمود، به زندان انداخت و تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار داد. مبارزه مسالمت آمیز جمعیت سنی نشین گرد آمده در میدانهای شهرهای کشور را با سرب داغ پاسخ داد و ماههای متمادی به بمباران شهر "فلوجه" و "رمادی" واقع در استان "الانبار" به بهانه مبارزه با تروریسم مبادرت ورزید. این در حالی بود که بیش از 35درصد مردم عراق زیر خط فقر بسر می برند که نشان از رشد فزاینده سالانه فقر در کشور دارد. (اخبار اقتصادی عراق، 5 مارس 2014)

به گزارش رادیو "صوت الاخبار"، 22 آوریل، براساس گزارش مرکز انرژی جهانی در ماه مارس 2014، تولید نفت عراق با 3.62 میلیون بشکه در روز، به بالاترین میزان از سال 1979 رسیده بود. مالکی در حالی به خاطر افزایش تولید و فروش ذخایر نفتی باد به غبغب می انداخت که فقر، گرسنگی و دیگر معضلات اجتماعی در عراق به دلیل سوومدیریت و چپاول ثروت کشور توسط وی و حامیانش در منطقه بیداد می کرد. مجموعه اقدامهای سیاسی و اقتصادی نوری مالکی در انحصار قدرت و ثروت، عراق را به ورطه نابودی کشاند و ثروتی که از فروش نفت کشور به دست می آید را بیش از هر چیز صرف تثبیت و حفظ پایه های حکومت خودکامه ای کرد که زندگی محروم ترین طبقات و اقشار جامعه را ویران ساخت. در چنین شرایطی بود که شهروندان عراقی به مقاومت مسلحانه روی آوردند و "شورای نظامی عشایر" تاسیس گردید. نارضایتی مردم با شدتی هر چه بیشتر نمایان می شد و زمانی فرا رسید که مقاومت در شکل پیکار به بار نشیند.

بحرانی که امروز دامنگیر عراق شده، پیامد سیاستهای ضد ملی و ضد مردمی حکومت مالکی است و بنابراین راه برون رفت از آن، از مسیر سرنگونی مالکی و دستگاهش و تشکیل یک دولت کثرت گرایی می گذرد که به حقوق تمام خلقها و اقوام گوناگون عراق احترام گذاشته و دست اشغالگران، به ویژه رژیم ولایت فقیه که مثل اژدهای آتش دم در عراق و منطقه با فلسهای خونین، دُم می کوبد را کوتاه سازد.

بازگشت به صفحه اول ایران نبرد

بازگشت به صفحه نبردخلق