جهان در آیینه مرور

 

احتمال پیروزی ائتلاف چپ و رادیکال در انتخابات یونان، تحولی بزرگ در اروپا

 

لیلا جدیدی

 

روند انتخابات در یونان اگر چه تفاوتهای فاحشی با انتخابات در ایران و تحت حاکمیت جمهوری اسلامی دارد، اما دارای تشابهاتی نیز هست. در یونان هم مانند ایران حساب دو دو تا چهارتاست؛ در آنجا باید قاچاقچی یا همدست یا حامی آنها باشی و در فساد غوطه بخوری تا بتوانی کاندید ریاست جمهوری شوی و به قدرت هم برسی. مردم یونان دهها سال است که می دانند حرفهای بزرگ تنها برای روی کاغذ است و هنگام انتخابات یک ضرب المثل قدیمی را تکرار می کنند: "بینی ات را بگیر و رای بده."

اما آنچه متفاوت است، وجود یک اپوزیسیون چپ قوی است که از ائتلاف چند گروه و سازمان تشکیل شده و در انتخاباتی که قرار است در 25 ژانویه (5 بهمن) برگزار شود، از شانس پیروزی بسیاری برخوردار است. این پیروزی می تواند تحول بزرگ و چشمگیری را در سراسر اروپا در پی داشته باشد.

انتخابات در یونان پس از آنکه پارلمان این کشور نتوانست با آرای مکفی رییس جمهور را انتخاب کند، برگزار خواهد شد. در این انتخابات، "سیریزا"، ائتلاف چپ رادیکال، از شانس پیروزی بالایی برخوردار است. "الکسی سیپراس"، رهبر این حزب، گفته است که به سیاست ریاضت اقتصادی اروپا که آلمان نقش اصلی در تحمیل آن را دارد، پایان خواهد داد و چنانچه ضروری باشد، از منطقه "یورو" خارج خواهد شد.

سیریزا برنامه های ریاضت اقتصادی را غیرقابل پذیرش توصیف کرده و هدف نخست حزب را تغییر برنامه های نو - لیبرالی که این کشور را به سمت ورشکستگی اقتصادی و بحرانهای عمیق اجتماعی کشانده، توصیف کرده است.

تنها دو سال پیش، خروج یونان از منطقه یورو می توانست تمامی اقتصاد جهانی را به مخاطره بیندازد. اکنون این کشور در آستانه انتخاباتی است که نتیجه آن خروج یونان را از منطقه یورو محتمل کرده است. تحلیل گران معتقدند، دستکم به لحاظ اقتصادی اروپا این امر را دیگر خطری جدی به حساب نمی آورد. اما آیا این واقعیت دارد؟

 

در باره سیریزا

این حزب در آغاز از 13 گروه مختلف و سیاستمداران مستقل که شامل سوسیال دمکراتها، پوپولیستهای چپ و احزاب سبز و همچنین مائوییستها، تروتسکیستها و کمونیستهای اروپایی می شد، تشکیل شد. رییس پارلمان آن الکسیس سیپراس است. او دبیرکل گروهی بنام "سیناسپیسموس" (Synaspismos) است که از ترکیب "حزب کمونیست یونان" و "چپهای یونان"  تشکیل شده و بزرگترین گروه این ائتلاف است. در سال 2013 این ائتلاف به "حزب اتحاد" تبدیل شد ولی خود را "جبهه متحد اجتماعی" نامید.

در سال 2012 سیریزا به دومین حزب بزرگ در پارلمان یونان و اصلی ترین جریان اپوزیسیون بدل گردید. در انتخابات پارلمانی اتحادیه اروپا نیز جایگاه نخست را کسب کرد و در ماههای اخیر مهمترین و محبوب ترین حزب در این کشور شده است.

مردم یونان از ریاضتهای اقتصادی طولانی مدت خشمگین هستند. در سال ۲۰۰۱ مردم آتن در مخالفت با کاهش هزینه های دولتی که شرط دریافت دومین قسط وام سنگین اتحادیه اروپا، بانک مرکزی اروپا و صندوق بین المللی پول بود، بارها دست به اعتراضهای گسترده زدند. آنها در زندگی روزمره خود شاهد آثار ویرانگر چهار سال برنامه تحمیلی ریاضت اقتصادی بودند که نتوانسته به یک بهبود اقتصادی ملموس بیانجامد. از همین روست که اکنون به حزب سیریزا چشم دوخته اند.

سیریزا می گوید در صورت برنده شدن در انتخابات در مورد شرایط تضمین وام دوباره گفتگو خواهد کرد، برنامه ریاضت اقتصادی یونان را خاتمه داده و پرداخت بخشی از بدهیهای کشور را به عهده نخواهد گرفت. سیریزا بر این باور است که اتحادیه اروپا به جای این که خطر ورشکستگی یونان را پذیرا شود، حاضر به مذاکره در باره بازپرداخت بدهیهای یونان خواهد بود و از این رو دست به قمار بزرگی زده است.

حال این پرسش مطرح می شود که خروج یونان از منطقه یورو اگر برای آلمان به لحاظ اقتصادی از اهمیت خاصی برخوردار نباشد، از چه منظری تهدید خواهد بود؟

آنچه برای آلمان که می تواند نقش هژمونیک در اروپا بازی کند اهمیت دارد این است که برای اولین بار در اروپا دولتی در مسند قدرت قرار می گیرد که به طور جدی سیاست ریاضت اقتصادی را به چالش می کشد.

احزاب رقیب نیز از این تهدید در برابر اروپا به نفع خود سود می برند. از همین رو "آنتونیس ساماراس"، نخست وزیر این کشور گوشزد می کند که عضویت یونان در منطقه یورو شکننده است. اتحادیه اروپا نیز به ظاهر واکنشی بی تفاوت از خود نشان می دهد. آنها وانمود می کنند که در دو سال گذشته در اروپا رفرمهای گوناگونی صورت گرفته و خروج یونان مشکلی ایجاد نخواهد کرد.

"فرانسوا اولاند"، رییس جمهور فرانسه، در این باره می گوید: "این به تصمیم یونان ربط دارد که چه تصمیمی می خواهد بگیرد و "اروپا نباید همواره با هویت ریاضت اقتصادی شناخته شود."

محله آلمانی "اشپیگل" در مقاله ای به نقل از منابعی در دولت این کشور نوشته است: "دولت آلمان به این نتیجه رسیده که خروج یونان از منطقه یورو قابل تحمل است، زیرا پرتغال و ایرلند دوران نقاهت اقتصادی را به پایان رسانده اند."

اگرچه واکنشی از خانم "مرکل" نسبت به این مقاله پر سر وصدا دیده نشد، اما دولت آلمان تاکید کرده است که از یونان می خواهد به وظایفی که اتحادیه اروپا برای آن تعیین کرده عمل کند.

از سوی دیگر، "دویچه وله" از قول "سیگمار گابریل"، وزیر اقتصاد آلمان، می نویسد: "هدف دولت آلمان، اتحادیه اروپا و آتن این است که یونان در منطقه یورو باقی بماند."

این واکنشها که همان با دست پیش کشیدن و با پا پس زدن است، نشان می دهد طرف مقابل سیریزا نیز قصد بازی در این قمار را دارد. با این حال به عکس آنچه اروپا و به ویژه آلمان وانمود می کنند، پیامد این انتخابات برای رهبران اروپایی از اهمیت خاصی برخوردار است. بدون هیچ شک و شبهه ای آنها تلاش خواهند کرد از پیروزی سیریزا در یونان جلوگیری کنند. پیروزی سیریزا به معنی آغاز نبردی قاطعانه از سوی یونان خواهد بود. برای رهبران اروپایی این امر از آنچنان حساسیتی برخوردار است که گمان می رود حتی در صورت پیروزی سیریزا، نتایج انتخابات را نپذیرند. پیروزی یک حزب چپ رادیکال برای اولین بار این خطر را دارد که کارگران و زحمتکشان در دیگر کشورهای اروپایی تشویق شده و از سیریزا درس اتحاد و همبستگی و سر آخر پیروزی را بگیرند.

بدون تردید طبقه حاکمه در اروپا از تمامی ابزارهایی که در اختیار دارد - که مهمترین آن رسانه ها است - استفاده خواهد کرد تا از پیروزی سیریزا جلوگیری کند. رهبران اروپا به ویژه آلمان، فرانسه، ایتالیا و همچنین وزیر دارایی آلمان دست به دست داده و خواهند داد تا دخالتی موثر در انتخابات کشوری که به تباهی کشانده اند، داشته باشند.

اکنون یونان در آستانه یکی از بحرانی ترین نبردهای انتخاباتی در دهه های گذشته قرار گرفته است. در این نبرد سرسختانه همه اسباب و ابزار، به هر شکل و فرمی، برای منحرف کردن زحمتکشان این کشور به سمت منافع دشمنان شان آماده شده است.

روز اول ژانویه (11 دی)، نهادی به نام "کمیته منسوخ سازی بدهی کشورهای جهان سوم" در اطلاعیه ای نوشت: "این کمیته (CADTM) کوچکترین شکی در اهداف کسانی که یونان را به آزمایشگاه شدید ترین سیاستهای نو لیبرالیستی بدل کرده و با مردم این کشور همچون موش آزمایشگاهی شوک درمانی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رفتار می کنند، ندارد."

 

رقبای انتخاباتی سیریزا و گرایشات جامعه

اگرچه حزب سیریزا برای اولین بار پس از ده سال در همه پرسیها بر جایگاه نخست دست یافته و راستگرایان را به گوشه رانده، اما نقش احزاب دیگر را نباید نادیده گرفت، به ویژه آنکه احتمال دارد برای اطمینان خاطر از شکست سیریزا، احزاب دیگر به نفع حزب حاکم وارد گود شوند.

به سبب اهمیتی که این انتخابات دارد، اکنون احزاب دیگر از دو سو خود را سمت و سو می دهند و در یکی از دو جبهه جای می گیرند و در نهایت انتخابات با جبهه گیری و ساختار دو حزبی برگزار می شود.

"آنتونیس کاراکوسیس"، نویسنده و سرمقاله نویس روزنامه "ویما" (Vima)، یکی از بانفوذ ترین صاحب نظران در مطبوعات یونانی به شمار می رود. وی می نویسد: "هرکس تاکنون تحقیقاتی پیرامون این انتخابات کرده باشد، بدون شک به شما می گوید که این انتخابات مانند انتخابات سال 2012 رقابتی بین دو جریان است و نه مانند انتخابات ماه مه همان سال که احزاب دولتی با شاخه های گوناگون به رقابت هم رفته بودند."

وی به ویژگیهای مشترک انتخابات سال 2012 و انتخابات سال جاری اشاره کرده و ادامه می دهد: "گروههای سنتی به همان صورت سابق رای خود را در صندوق می ریزند. بدین معنی که افراد در سنهای میانه بیشتر به سمت حفظ وضع موجود گرایش دارند. آنها نگران از دست دادن حقوق بازنشستگی و غیره هستند و تصور می کنند ممکن است با دولتی جدید، هر آنچه دارند نیز از دست بدهند."

دیگران معتقدند، نسل جوان و بیشتر کسانی که شاغل نیستند و یا حقوقی ندارند، از حزب حاکم گریزانند. بسیاری از جوانان اهمیتی به اینکه ثبات داشته باشند نمی دهند. آنها می گویند که هنوز جوان هستند و برای ساختن زندگی خود زمان زیادی دارند. آنها بیشتر به الکسی سیپراس، رهبر سیریزا، گرایش دارند. سیپراس نیز همچون خود آنها جوان است. در سال 2012 نیز او به وضوح نزد جوانان از حمایت بیشتری برخوردار بود. افزون بر آن، در مناطق شهری وی بیشترین محبوبیت را داراست.

این در حالیست که در مناطق حاشیه شهرها بیشترین گرایش به سوی ساماراس، رییس جمهور حزب حاکم است. در بخشهای توریستی و بیشتر در جزایر نیز به این دلیل که سال گذشته رشد اقتصادی متوسطی دیده شد، ساماراس موفق تر خواهد بود. حزب "دموکراسی نوین" که دولت ائتلافی را به نخست وزیری آنتونیس ساماراس، همراه "حزب سوسیالیست یونان پازوک" تشکیل داده بود، از دیگر حزبهای حاضر در این رقابتها است.

افزوده بر این، گروههای دیگری نیز هستند که نتیجه انتخابات به اقدامات آنها نیز بستگی دارد. از جمله، رویداد غیر منتظره ای است که به تازگی در پازوک رخ داد. "جورج پاپاندرو"، نخست وزیر سابق یونان که عضو حزب مذکور است، حزب جدیدی تشکیل داده است. اگر چه این اقدام سبب خشم پازوک شده، اما هدف اصلی او جلوگیری از پیروزی سیریزا است. اما این احتمال هم وجود دارد که پازوک خود برای ایجاد سدی بر سر راه سیریزا، از رای دهندگان محافظه کار بخواهد به ساماراس رای دهند.

"دیمیتری سیودراس" که نامزد حزب "ریورا" ست نیز شرایط قابل توجه ای دارد. این حزب از آمادگی برای همکاری با حزب سیریزا به شرط آنکه یونان از اروپا خارج نشود، خبر می دهد. همچنین از همکاری با "حزب دموکراسی نوین" به شرط جدایی این حزب از جبهه راست افراطی و همچنین پایان دادن به برنامه های حزبی در عرصه های عمومی سخن می گوید.

برخی تصور می کنند در زمان نوسانات سیاسی بهتر است از احزاب کم سابقه و جدید دوری کنند که این دیدگاه نیز سیریزا را تحت فشار زیادی خواهد گذاشت.

در حال حاضر روی حزب "گلدن دان" یا "طلوع طلایی" که رهبرش به خاطر فساد و دزدی در زندان است، نمی شود حساب باز کرد. " طلوع طلایی" جریانی فاشیستی است که از فقر و ناآگاهی مردم استفاده کرده و در انتخابات با دروغ و تزویر رای آنان را کلاشی می کند. طلوع طلایی با همه شگردهایش نتوانست چهره فاسد خود را پنهان کند.

یکی دیگر از نمونه هایی که با آن می شود این حزب را توصیف کرد، یک حادثه در برنامه پخش مستقیم تلویزیون بود. نماینده حزب "طلوع طلایی" به دو زن نماینده چپ یونان در مقابل دوربین حمله ور شد. با این حرکت، ماهیت فاشیستی و نژاد پرستانه این سازمان که تحمل شنیدن حقایق و توان جوابگویی به دو خانم از نمایندگان چپ را نداشت، بیشتر افشا شد. فاشیست مزبور ابتدا لیوان آبش را به سوی یکی از خانمهای نماینده سیریزا پرتاب کرد و سپس به خانمی که نماینده حزب کمونیست یونان بود حمله ور شد و وی را مورد ضرب و شتم قرار داد.

به هر جهت در مجموع این طور به نظر می رسد که توان احزاب کوچک تر بسیار محدود است و نمی توانند تاثیر نگران کننده ای در انتخابات داشته باشند. اما احتمال بسیار زیادی وجود دارد که مبارزه قطب بندی شده و سرانجام با دردسرهای زیاد از جانب هر دو طرف و تبلیغات فراوان و بی پایان پیش رود و شاید هم در این میان واقعیت به سلاخ خانه فرستاده شود.

از سوی دیگر باید توجه داشت که امروز در یونان شرایط دیگری حاکم است، در واقع شرایط تغییر کرده. جامعه و اقتصاد خود را با شرایط تنظیم کرده، توریسم تقویت شده اما مشکلات هنوز حل نشده. بحرانها و تهدیدها ادامه دارد، خشم نسبت به کاهش درآمد، از بین رفتن مشاغل و مالیاتها و فشار بر مردم افزایش پیدا کرده است. مردم این احساس را دارند که هر چیز در هر آنی می تواند تغییر کند.

 

پایان

آلمان هم اکنون در موقعیتی قرار دارد که می خواهد و می تواند نقش هژمونیک در میان کشورهای اروپایی بازی کند. از این رو یک گزینه آن رفتاری آینده نگرانه و انعطاف پذیرانه است. چنانچه نتواند و نخواهد اینگونه رفتار کند و با ایده تغییر مناسبات بانکی پیشین که بنا به شرایط خاصی مقرر شده بود برخورد ملایمی داشته باشد، آینده و ساختار اروپا را در معرض تغییرات فاحشی قرار می دهد.

در سال 2015 مشخص خواهد شد که مرکل و "شویبله" (وزیر دارایی آلمان) خواهند توانست رهبری اروپا را به دست بگیرند یا با نه؟

اما یونان هنگامی که سال 2014 را به پایان رساند، در برابر روزهای نگران کننده و مشوشی قرار دارد. امروز مردم این کشور، آنان که هنوز برای همیشه ناامید نشده اند، این گزینه و فرصت را خواهند داشت که در این نبرد یا قمار، درفش پیروزی را نصیب خود کنند.

اکنون نه تنها این از وظایف مبرم همه فعالان یونان است که برای نجات از چنگ نزول خواران سیری ناپذیر و دیکتاتورهای مالی از جنبش چپ حمایت کنند، بلکه وظیفه همه شهروندان اروپاست که در برابر دسیسه های موجود، به دفاع و حمایت از زحمتکشان یونان بپردازند.

بازگشت به صفحه اول

بازگشت به صفحه نبرد خلق