یادداشت سیاسی ... 

 تازیانه و دارِ خامنه ای برای مظلومان - مهدی سامع

 

دروغگویی یکی از خصوصیات ناپسندی است که به نوعی، کم یا بیش دامنگیر همه افراد جامعه می شود. بعید است کسی وجود داشته باشد که در طول زندگی اش دروغ نگفته باشد، گیرم که آن دروغ مصلحتی بوده باشد. اما برخی افراد هستند که بدون دروغگویی نمی توانند روزگار را سپری کنند. دروغگویی با زندگی این گونه افراد عجین شده و در لیست خصوصیات شان دروغگو بودن صدر نشین است.

شیادی هم پدیده ناپسندی است که بر خلاف دروغگویی، تعداد بسیار اندکی از افراد یک جامعه بدان آلوده هستند. رَمالان، جِن گیران، کارچاقکنها و ....بدون شیادی کَسب و کارشان رونقی نخواهد داشت. یک شیاد الزاماً یک دروغگوی کامل است که می تواند شب تاریک را روز روشن جلوه دهد. بهترین نمونه برای شناخت یک شیاد دروغگو، توجه به سخنان حکام تهران است و سخنرانی روز شنبه 26 اردیبهشت آیت الله خامنه ای یک نمونه بی نظیر در این مورد است. خامنه ای در واکنش به آن چه در منطقه ما پیش آمده که اتفاقاً مسئول اول آن خود مقام معظم است ابتدا با حربه تهدید وارد شده و خطاب به آمریکا و حکام عرب می گوید: اگر منطقه خلیج فارس امن باشد، همه کشورهای منطقه از این امنیت بهره مند خواهند شد، اما اگر خلیج فارس ناامن شود، برای همه کشورهای منطقه ناامن خواهد بود. این جمله را اگر به طور مجرد و مستقل از گوینده آن بررسی کنیم، حرف غلطی نیست. اما حرف اصلی و عمل خامنه ای در بیست سال گذشته با این جمله مشخص نمی شود. منظور اصلی خامنه ای از امنیت، امنیت همگانی نیست. او همه جا را ناامن می خواهد تا امنیت ولایت اش تامین شود و طی سالهای گذشته بر همین اساس رفتار کرده است. حدودی که ولی فقیه برای امنیت نظام تعیین کرده، مرزهای جغرافیایی ایران نیست. بسیاری از کارگزاران رژیم و به ویژه سرکردگان سپاه پاسداران بارها اعلام کرده که عمق استراتژیک نظام سوریه، لبنان، عراق و....است. به همین دلیل است که ولایت خامنه ای با تمام قوا از ستمگری چون بشار اسد حمایت همه جانبه حمایت می کند. در بطن همین پشتیبانی همه جانبه است که داعش متولد و رشد می کند. خامنه ای در سال 2003 که آمریکا به عراق حمله و این کشور را اشغال و ویران کرد، با آمریکا همکاری چند جانبه نمود و کلامی هم در مورد ناامنی منطقه نگفت. آن ناامنی چون به سود ولایت خامنه ای بود، باید امن جلوه داده شود. گذشت زمان و افزون طلبی بی حد و مرز خامنه ای، اکنون امنیت او و ولایت اش را به خطر انداخته و برای همین فریاد امنیت خواهی برای همه سر می دهد.

خامنه ای زیاد بار تقسیم 50/50 قدرت در یمن نرفت و برای قبضه کامل قدرت خیز برداشت و حساب او این بود که در این مورد هم مثل عراق دوران نوری المالکی همه را ناچار به تسلیم می کند. اکنون که تَق ارزیابی او درآمده، مدافع امنیت همگانی شده و ژست دفاع از مظلومان می گیرد. او خطاب به آمریکا می گوید:تروریست شما هستید، اقدامات تروریستی، کار شما است، ما با تروریسم مخالف هستیم و با آن مبارزه و از هر مظلومی نیز حمایت خواهیم کرد. قسمت آخر حرف مقام معظم را چگونه باید تفسیر و تحلیل کرد. خامنه ای مدعی می شود که از هر مظلومی حمایت می کند. لابد اکثریت قاطع مردم ایران که زیر ظلم و جور استبداد مذهبی هستند مظلوم نیستند. لابد آن 400 هزار تن از مردم ایران که طی 20 سال گذشته در تصادفات جاده ای کشته شدند مورد ظلم نظام که به فکر چاره اندیشی نیست قرار نگرفته اند. لابد مردم ایران که باید بالاترین نرخ تورم را تحمل کنند مورد ظلم قرار نگرفته اند. لابد ۶ میلیون فارغ ‌التحصیل دانشگاه در ایران که باید بیکار و خانه نشین باشند نه مظلوم که ظالم بوده اند. به نظر می رسد که خامنه ای ابایی ندارد که پس از چندی اعلام کند که فریناز خسروانی هم همچون ندا اقا سلطان و انبوهی از شهدای راه آزادی نه مظلوم که تروریست بودند و لابد زندانیان سیاسی و انبوه اعدام شدگان هیچ قرابتی با مظلومان نداشته اند. در خارج از ایران هم لابد بیش از 200 هزار تن از مردم سوریه که قربانی بقای رژیم اسد شده اند و ملیونها آواره در این کشور همه در صف ظالمان بوده اند و این عوامل وابسته به خامنه ای که مراکز اجتماع اهل تسنن در بغداد را به آتش می کشند از مظلومان هستند که مقام معظم از آنها حمایت بی دریغ می کند.

نه، چنین نیست. خامنه ای نه مدافع امنیت همگانی است و نه حامی مظلومان. او برای حفظ و تامین امنیت ولایت اش اقدام به هر جنایتی می کند. برای او نه مردم مظلوم ایران ارزشی دارند و نه مظلومان و ستمدیدگان کشورهای دیگر. سهم مظلومان از ولایت خامنه ای تازیانه و دار است و برای همین است که مردم آزادیخواه ایران از هر فرصتی که به دست می آورند، شعار مرگ بر دیکتاتور سر می دهند و به امید روزی که خامنه ای در یک دادگاه صالح بر طبق پیشرفته ترین معیارهای قضایی، پاسخگوی جنایتهای بی شمارش در حق مظلومان و ستمدیدگان باشد.
منبع: نبرخلق شماره 359، اول خرداد 1394 (22 مه 2015)

 بازگشت به نبردخلق

بازگشت به صفحه اول